از مدينه تا مدينه( مقتل) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٢٦٣ - رسيدن موكب همايونى به منزل زباله و آنچه در آن مكان واقع شد
حضرت رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله پرداخته و سپس فرمودند :
ايّها النّاس انا جمعتكم على انّ العراق لى و قد جائنى بخبر فظيع من امر مسلم بن عقيل و هانى بن عروة و قد خذلنا و شيعتنا .
اى مردم من شما را جمع كردم و شما همراه من شديد به اميد آنكه عراق با من است و اكنون خبر وحشت اثرى از حال مسلم و هانى به من رسيد، آگاه باشيد ما و شيعيان ما در كوفه مخذولند .
سپس فرمود :
من كان يصبر على حرّ الاسنّة و حدّ السّيوف و الّا فلينصرف فليس من امرى شيئا پس هركدام از شما طاقت چشيدن حرارت تير و تيزى شمشير را داريد بيائيد و هركدام كه چنين طاقتى نداريد برگرديد كه كار من به جائى نمىرسد .
بعد از سخنان حضرت آنانكه به اميد رسيدن به حطام دنيوى و احراز پست و مقام و آباد كردن امر دنيا به دور آن جناب جمع شده بودند از رسيدن به آمال و آرزوهاى خود مأيوس شده لذا جعلوا يتفرّقون يمينا و شمالا فى الاودية از ميان خيمهها بيرون آمده باروبنه خود را برداشته به سمت راست و چپ بيابان زده و متفرّق شدند و باقى نماند براى آن حضرت مگر اهل بيت آن سرور و آنانكه صرفا براى يارى امام واجب الطاعه همراه آن جناب آمده بودند، بارى پس از رفتن اغيار و باقى ماندن اخيار چون اصحاب و ياران غربت و تنهائى آن امام مظلوم را مشاهده كردند شهادت جناب مسلم بن عقيل را بهانه كرده شروع كردند به زارزار گريستن و چنان گريه جانسوزى در اردوى كيوان شكوه آغاز شد كه هردوست و دشمن را تحت تأثير قرار مىداد .
راوى مىگويد :
زمين سراپرده از صداى ناله بلرزه درآمد، اشگ از هرطرف مثل سيل جارى گشت .