از مدينه تا مدينه( مقتل) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٣٣٥ - وقايع روز اول ورود حضرت امام حسين عليه السلام(دوم محرم) به سرزمين پربلاء كربلاء
فرد
|
تا دامن كفن نكشم زير پاى خاك |
باور مكن كه دست ز دامن بدارمت |
سپس زاهد عابد و عاشق بلاكش برير بن خضير همدانى از جا برخاست، عرض كرد :
قربانت شوم
شعر
|
صد سال اگر به تير بلا جان سپر كنم |
حاشا كه يك زمان ز تو قطع نظر كنم |
|
|
گر بىتو سر ز خاك برارم به روز حشر |
تا خاك هست در صف محشر بسر كنم |
|
|
تا تن به خاك و خون ندهم در وفاى تو |
باور مكن كه از سر كويت سفر كنم |
|
|
آگاهى از سنان سنان لعين ولى |
آن فرصتم مباد كه از وى حذر كنم |
فو اللّه يابن رسول اللّه لقد منّ اللّه علينا ان نقاتل بين يديك و تفطّع فيك اعضائنا ثمّ يكون جدّك شفيعنا يوم المعاد .
به ذات آن خدائى كه بجان ما منّت نهاده كه در راه چون تو جانانى جانها فدا كنيم و لباس تن را در مصيبت تو پاره پاره كنيم تا در محشر شافع ما جدّ تو پيغمبر باشد .
بارى آن دلباختگان سيّد الشهداء عليه السّلام محض دلجوئى دل غمپرور آن سرور سخنانى ايراد كرده و مقالاتى را ابراز داشتند و حضرت نيز در حق آنها دعاء خير فرمود .
مرحوم ابن شهرآشوب مىنويسد :