از مدينه تا مدينه( مقتل) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٣٢٢ - كسانى كه امام عليه السلام از ايشان طلب يارى كردند
شامى را با چهار هزار نفر فرستاد تا نگذارند آنها به اردوى حضرت ملحق شوند، ارزق با سپاهى كه در اختيار داشت بسروقت آنها آمد و جملگى را متفرّق ساخت
٩- نهمين مورد از استنصار امام عليه السّلام روز عاشوراء در وسط ميدان بود كه تمام اصحاب و بنى هاشم شهيد شده بودند و به حسب ظاهر كسى كه بتواند آن حضرت را يارى كند نبود، در چنين وقتى حضرت در وسط ميدان با بدنى خسته و دلى سوخته و جگرى داغدار از مرگ جوانان و عزيزان و ياران باوفايش فرمود :
هل من ناصر ينصرنى، هل من معين يعيننى هل من مجير يجيرنى، هل من ذاب يذبّ عن حرم رسول اللّه ....
پاسخگو به اين استنصار بحسب عالم معنا چهار نفر و در عالم ظاهر پنج كس بودند باين شرح :
امّا به حسب معنا :
اوّلين پاسخگو وجود اقدس الهى و ذات پاك ربوبى بود كه فرمود لبّيك يا حسين
دوّمين پاسخگو تمام فرشتگان آسمانها و كرّوبين عالم بالا بودند .
سوّمين پاسخگو ارواح همه انبياء و اوصياء و اولياء و صديقين بودند .
چهارمين پاسخدهنده و اجابتكننده اين دعوت اجنّه و پريان و كلّ ذرّات عالم امكان از مجرّدات و غير مجرّدات عالم علوى و سفلى بودند كه جملگى به زبان تكوينى اظهار كردند لبّيك لبّيك لبّيك ....
و امّا در عالم ظاهر :
اوّلين نفر وجود مقدس حضرت على بن الحسين امام سجاد عليه السّلام بود كه با داشتن بيمارى و بدنى سوزان از تب دعوت پدر را اجابت كرد صدا زد :
عمّه جان شمشير و عصاء مرا بياور كه شرح اين فراز بعدا انشاء الله خواهد آمد .