از مدينه تا مدينه( مقتل) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٢١٣ - واقعه دو طفلان حضرت مسلم بن عقيل سلام الله عليه به نقل مرحوم ملا حسين كاشفى در كتاب روضة الشهداء
رفتند .
و روايتى است كه هردو را از آب بيرون كرده در آن ساحل قبرى كنده به خاك كردند و تا امروز زائران زيارت مىكنند .
آنگاه مقاتل غلامان را فرمود تا اوّل دستهاى او را بريدند، آنگاه پاهايش را پس هردو گوشش را قطع كردند و هردو چشمش بركندند و شكمش را شكافته، اعضاى بريده وى را در آن نهادند و سنگى برآن بسته به آب انداختند، زمانى برآمد آب به موج درآمد و او را بركنار انداخت تا سه بار، اين صورت واقع شد، گفتند : آب او را قبول نمىكند، چاهى بكندند و او را در آن چاه افكندند و پر خاك و سنگ كردند، فرصتى را زمين بلرزيد و او را برروى افكند و تا سه نوبت اين معنى مشاهده افتاد گفتند : خاك نيز اين مردود را قبول ندارد، پس بدان خرماستانها رفتند و هيزم خشكشده آوردند و آتشى برافروخته وى را در آن انداختند تا بسوخت و خاكسترش را به باد دادند، پس دو جنازه حاضر كردند و پسر پيرزن و غلامش را برآن خوابانيده به در شهر بردند و آنجا كه باب بنى خزيمه است با جامه خونين دفن كردند و هواداران اهل بيت پنهانى ماتم شاهزادگان داشتند .