از مدينه تا مدينه( مقتل) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٧٠١ - رجز خواندن امام عليه السلام و كشتن جمعى از كافران را
مادر من در مشرق و مغرب عالم؟
|
خصّة اللّه بفضل و تقى |
فانا الازهر و ابن الازهرين |
خداوند مخصوص گردانيد جدّم را به فضل و تقوى، پس منم كوكب درخشنده فرزند دو كوكب نوردهنده .
|
جوهر من فضّة مكنونة |
فانا الجوهر و ابن الدّرّتين |
جدّم جوهرى است از نقره پنهانى يعنى از نور ابيض الهى، پس منم جوهر و فرزند دو درّ نهانى
|
نحن اصحاب العبا خمستنا |
قد ملكنا شرقها و المغربين |
مائيم اصحاب عبا كه هرپنج نفر ما مالك شديم مشرق و مغرب زمين را .
|
نحن جبريل لنا سادسنا |
و لنا البيت و مثوى الحرمين |
مائيم اصحاب كساء كه فخر كرد به ششمين شدن ما جبرئيل و از براى ما است خانه كعبه و آرامگاه حرمين
|
كلّ ذى العالم يرجو فضلها |
غير ذا الرّجس لعين الوالدين |
هرصاحب علمى اميد دارد فضل ما را بغير از اين ملعون نجس كه لعنت كرده شده است پدر و مادرش .
|
جدّى المرسل مصباح الدّجى |
و ابى موفى له بالبيعتين |
جدّ من پيغمبر مرسلى است كه چراغ تاريكىها است و پدرم وفاكننده است به هردو بيعت او كه آن : الست بربّكم است و محمّد نبيّكم .
|
والدى خاتمه جادبه |
حين وافى رأسه للرّكعتين |
پدر بزرگوارم انگشتر خود را عطاء نمود به سائل در حالتى كه سر او وفاء كرد از براى هردو ركعت نماز .
|
قتل الابطال لمّا برزوا |
يوم بدر و باحد و حنين |
پدرم كشت شجاعان را كه مبارز مىطلبيدند در روز جنگ بدر و احد و حنين .