إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ١٥ - تسخير
حدّى در علم تفسير هم كارساز است: آنچه را كه در صيغه امر بيان كرديم در ساير صيغ انشائيّه هم جارى مىباشد.
بيان ذلك: استفهامات و تمنّياتى كه در قرآن شريف آمده به چه صورت است و چگونه و به چه كيفيّت خداوند متعال، استفهام مىكند و ...؟
مىدانيد كسى استفهام و تمنّى- و امثال آن- مىكند كه جاهل و يا عاجز باشد با توجّه به اينكه جهل و عجز درباره خداوند متعال، راه ندارد، پس چگونه خداوند در قرآن كريم، استفهامات فراوان نموده است از جمله: الف: «وَ ما تِلْكَ بِيَمِينِكَ يا مُوسى قالَ هِيَ عَصايَ أَتَوَكَّؤُا عَلَيْها وَ أَهُشُّ بِها عَلى غَنَمِي وَ لِيَ فِيها مَآرِبُ أُخْرى.» ب: «اذْهَبا إِلى فِرْعَوْنَ إِنَّهُ طَغى فَقُولا لَهُ قَوْلًا لَيِّناً «لَعَلَّهُ» يَتَذَكَّرُ أَوْ يَخْشى.»
بعضى از مفسّرين فرمودهاند: استفهامات، تمنّيات و ترجّىهاى قرآنى جنبه مجازيّت دارند و آن صيغ در موضوع له خود، استعمال نشدهاند زيرا صحيح نيست كه خداوند متعال به نحو حقيقت از چيزى استفهام نمايد، لذا قائل به انسلاخ شده و گفتهاند: صيغ استفهام، تمنّى و ترجّى از معانى خود، خارج شدهاند لذا بايد ملتزم به مجاز شد.
مصنّف رحمه اللّه فرمودهاند: نظير آنچه را كه درباره هيئت امر و صيغه افعل ذكر كرديم درباره صيغ انشائى و استفهامات قرآنى بيان مىكنيم كه:
اصلا مستعمل فيه استفهامات قرآنى، استفهام حقيقى نيست و بديهى است كه استفهام حقيقى مربوط به كسى است كه جاهل است و در مقام پرسش و طلب رفع جهل برمىآيد ولى اصلا موضوع له ادوات استفهام، استفهام حقيقى نيست بلكه موضوع له آنها استفهام انشائى- و همچنين موضوع له صيغ تمنّى هم تمنّى انشائى است- و معناى استفهام انشائى، اين است كه مثلا انسان، صيغه استفهام را استعمال و اراده كند كه: مفهوم استفهام