إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ١٣٧ - آيا مقتضاى ظواهر ادله اوامر اضطرارى«اجزا» هست؟
نعم لو دلّ دليله على أنّ سببه فوت الواقع، و لو لم يكن هو فريضة، كان القضاء واجبا عليه، لتحقّق سببه، و إن أتى بالغرض [بالفرض] لكنّه مجرّد الفرض(١).
مرحوم مشكينى فرمودهاند: وجه اولويّت را نفهميديم و حق هم با ايشان هست.
نتيجه: اگر نتوانستيم به ادلّه لفظيّه، تمسّك كنيم به اصل عملى، رجوع مىنمائيم و اصل مذكور، هم وجوب اعاده را برمىدارد و هم وجوب قضا را.
(١)- مصنّف رحمه اللّه در مورد قضا به مطلبى اشاره نموده و در پايان هم فرمودهاند: اين مطلب، واقعيّتى ندارد و مجرّد فرض است.
بيان ذلك: در دليل قضا چنين آمده: «اقض ما فات»، شما «فائت» را چگونه معنا مىكنيد؟
ظاهر «ما فات»، اين است كه: آن واجبى كه از شما فوت شده، قضا كنيد و در محلّ بحث واجبى از مكلّف، فوت نشده بلكه واجب و وظيفه او اتيان الصّلات مع التيمّم بود. او هم امتثال كرده است.
اگر كسى بگويد معنا و برداشت مذكور از دليل قضا، صحيح نيست بلكه منظور، اين است كه: اگر «واقعى» از شما فوت شده باشد، گرچه آن «واقع»، واجب و وظيفه شما نبوده، بايد آن «واقع» را قضا نمائيد، در اين صورت بايد گفت: نماز مع الوضوء از مكلّف، فوت شده گرچه وظيفه او اتيان الصّلات مع الوضوء نبوده لكن چون تكليف واقعى اوّلى او صلات مع الوضوء، بوده، لذا در خارج از وقت و تمكّن از آب بايد نمازش را با وضو، قضا نمايد.
جمعبندى: اگر چنان فرض و معنائى از جمله «اقض ما فات» بكنيم، لازم است در