إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ١٢ - تسخير
هيچكدام از معانى مذكور، مستعمل فيه هيئت امر نيست مثلا هيئت افعل در تمنّى، احتقار يا تهديد استعمال نشده تا اينكه بحث كنيم آيا استعمالش حقيقى است يا مجازى- درحالىكه ظاهر كلام مشهور، اين است كه هيئت امر در آن معانى استعمال شده.
مصنّف معتقدند در تمام موارد مذكور، مستعمل فيه هيئت امر، طلب انشائى است.
توضيح ذلك: همانطور كه در جلد اوّل كتاب ايضاح الكفاية مفصّلا بيان كرديم.
«طلب» داراى مفهوم كلّى، وجود حقيقى، وجود ذهنى و وجود انشائى مىباشد كه:
طلب حقيقى: صفتى است كه قائم به نفس انسان مىباشد و آن خواست واقعى و از اوصاف حقيقيه نفس انسان هست مثلا فلان كتاب، مطلوب حقيقى شما مىباشد يعنى طلب باطنى و واقعى شما به آن تعلّق گرفته و چهبسا مبرز و مشعرى براى آن نباشد.
طلب انشائى: بعضى از مفاهيم داراى وجود انشائى هستند يعنى قابليّت آن را دارند كه انشا به آنها تعلّق گيرد مانند طلب، تمنّى، ترجّى و امثال آنها.
مثلا در مورد نكاح، انسان به وسيله انكحت و قبلت، علقه زوجيّت را كه امرى اعتبارى است، انشاء و ايجاد مىكند.
مصنّف، معتقدند كه صيغه امر در تمام موارد پانزدهگانه در طلب انشائى استعمال شده و معناى طلب انشائى اين است كه انسان، اراده كند و مفهوم و ماهيّت طلب به وسيله صيغه افعل، تحقّق پيدا كند.
مثلا صيغه امر در «أَقِيمُوا الصَّلاةَ وَ آتُوا الزَّكاةَ»* در طلب انشائى استعمال شده و «فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِنْ مِثْلِهِ» را هم كه گفتهاند در تعجيز، استعمال شده به نظر مصنّف در طلب انشائى استعمال گشته و همچنين مستعمل فيه صيغه امر در آيه شريفه «... كُونُوا قِرَدَةً خاسِئِينَ»*