إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٥١٣ - فصل يازدهم واجب موسع و مضيق
و بالجملة: التّقييد بالوقت كما يكون بنحو وحدة المطلوب، كذلك ربما يكون بنحو تعدّد المطلوب، بحيث كان أصل الفعل، و لو في خارج الوقت مطلوبا في الجملة، و إن لم يكن بتمام المطلوب، إلا أنّه لا بدّ في إثبات أنّه بهذا النّحو من دلالة، و لا يكفي الدّليل على الوقت إلا فيما عرفت(١).
بايد بههرحال اتيان شود چه در وقت و چه خارج وقت.
سؤال: اگر چنين است پس چرا مولا واجب را به وقت معيّن، تقييد كرد و غرضش از تقييد واجب به وقت خاص چه بوده؟
جواب: تقييد به وقت خاص به حسب تمام مطلوب مولا هست نه اصل مطلوبش.
توضيح: اگر بخواهيد مطلوب مولا بهطور كامل و تماما حاصل شود بايد عمل- مثلا نماز- در وقت معيّن اتيان شود نه اينكه وقت در اصل و اساس مطلوب مولا دخالت داشته باشد بهطورى كه اگر نماز در خارج وقت انجام شد مطلوب مولا هيچ حاصل نشده باشد به عبارت ديگر: نماز در وقت، داراى صددرجه مصلحت، و نماز خارج از وقت، واجد هشتاد درجه مصلحت است، البتّه اين هشتاد درجه مصلحت هم لازم الاستيفاء هست همچنان كه مصلحت وقت، لازم الاستيفاء هست. نه اينكه در حدّ استحباب و افضليّت باشد.
(١)- وحدت و تعدّد مطلوب: واجبى كه به وقت خاصّى مقيّد مىشود ثبوتا و از نظر واقع، ممكن است تقييدش به آنوقت به نحو تعدّد مطلوب باشد يعنى مولا دو مطلوب داشته باشد يكى اصل عمل و ديگرى وقوعش در وقت خاص بهطورى كه اگر عمل در وقت معيّن انجام نشد باز انجام آن در خارج وقت، مطلوب مولا باشد و ممكن است به نحو وحدت مطلوب باشد يعنى مولا يك مطلوب دارد و آنهم عمل در وقت معيّن، عمل مقيّد به اتيان در وقت خاص، بهطورى كه اگر عمل در وقت انجام نشد مولا ديگر مطلوبى ندارد و اصل عمل و عمل در غير وقت را نمىخواهد امّا در ظاهر براى اينكه اثبات كنيم واجب موقت به نحو تعدد مطلوب است، نياز به دليل داريم و دليل