إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٥١٠ - فصل يازدهم واجب موسع و مضيق
هست و فرضا مكلّف مىتواند نمازش را در مسجد، حسينيّه، منزل و يا سائر امكنه بخواند از نظر زمان هم- با محدوده زمانى خاص- كلّى هست مثلا مىتواند نمازش را در اوّل وقت، وسط و يا آخر وقت بخواند و همانطور كه تخيير بين افراد دفعيّه واجب موسّع، عقلى هست، تخيير بين افراد تدريجى- اجزاى زمان- هم عقلى مىباشد چون آنچه را كه شارع مقدّس بر مكلّف واجب كرده اين است كه: «أَقِمِ الصَّلاةَ لِدُلُوكِ الشَّمْسِ إِلى غَسَقِ اللَّيْلِ» لكن عقل حكم مىكند كه مكلّف مىتواند نمازش را در جزء اوّل از آن زمان يا وسط يا آخرش بخواند.
قوله: «و لا وجه لتوهّم ان يكون التّخيير بينها شرعيا ....»
وجهى براى توهّم تخيير شرعى بين افراد تدريجى- اجزاى زمان- نيست زيرا در تخيير شرعى بايد هر جزئى داراى غرض خاصّى باشد درحالىكه اينجا قدر جامع، واجب مىباشد. مثلا نماز بين زوال و غروب شمس، واجب است كه آنهم داراى مصاديقى هست و عقل، حكم به تخيير بين آنها مىكند نه شرع. و بديهى است كه نسبت آن مصاديق به واجب موسّع، مانند نسبت افراد طبيعت به نفس طبيعت هست.
خلاصه: همانطور كه از نظر مكان، تخيير، عقلى هست از نظر زمان هم عقلى مىباشد منتها زمان، محدود به حدّى هست- فرضا محدود به زوال و غروب شمس مىباشد.
سؤال: آيا واجب موسّع، ممكن است يا مستحيل؟
جواب: در بعضى از كتب اصولى مانند قوانين و فصول، بحث مفصلى در اين زمينه شده كه بعضى قائل به استحاله شده و ادلّهاى هم ذكر كردهاند لكن نظر مصنّف رحمه اللّه اين است كه: مهمترين دليل بر جواز واجب موسّع، وقوع آن هست و شما مىبينيد كه در شريعت مقدّس، واجبات موسّع داريم مانند صلوات يوميّه پس بهترين دليل بر امكان