إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٣٥ - مبحث پنجم«واجب تعبدى و توصلى»
فافهم(١).
المبحث الخامس: إنّ إطلاق الصّيغة هل يقتضي كون الوجوب توصليّا، فيجزي إتيانه مطلقا، و لو بدون قصد القربة، أو لا؟ فلا بد من الرّجوع فيما شكّ في تعبّديّته و توصّليّته إلى الأصل. لا بد في تحقيق ذلك من تمهيد مقدّمات: (٢)
لازم دارد و چون مولا آن قيد زائد را بيان نكرده، مقتضاى مقدّمات حكمت، اين است كه شما با شنيدن و ديدن صيغه افعل، آن را بر وجوب حمل نمائيد پس مصنّف رحمه اللّه به روش مذكور، مدّعاى خود را ثابت كردند.
(١)- اشاره به اين است كه: وجوب، بالاخره كلّى طلب هست يا يك قسمى از طلب مىباشد؟ اگر قسمى از طلب شد بايد قيد داشته باشد، رقبه مؤمنه. قيدش ايمان است و رقبه كافره، قيدش كفر است و مطلق الرّقبه با هر دو سازگار است چگونه مىشود، «وجوب» هيچگونه قيدى نداشته باشد؟ آنچه كه قيد ندارد مقسم است و مقسم، مطلق طلب است امّا قسم بايد قيد داشته باشد و نمىتوان گفت معناى وجوب، عبارت از مطلق طلب است بدون قيد و بدون مئونه زائده، لذا بيان مذكور نمىتواند مدّعا و مطلب ما را ثابت كند.
مبحث پنجم «واجب تعبّدى و توصّلى»
(٢)- يكى از مباحث مهم و دقيق اصولى، بحث واجب توصّلى و تعبّدى است.
اگر مولا صيغه افعل را به نحو اطلاق، صادر كرد و صحبتى از قصد قربت ننمود، آيا مقتضاى اطلاق صيغه، اين است كه قصد قربت در هنگام اتيان واجب، معتبر نيست و آن واجب، توصّلى است يا اينكه اطلاق صيغه، هيچ اقتضائى ندارد- نه اقتضاى توصّليّت دارد و نه اقتضاى تعبّديّت.