إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٣٠٠ - آيا موافقت و مخالفت با امر غيرى، موجب استحقاق ثواب و عقاب است
البدر على ساير النجوم ...»
جواب: ١- طبق قواعد و از نظر عقل، بر هيچيك از مقدّمات، ثوابى مترتب نمىشود امّا پروردگار متعال از باب تفضّل و لطفى كه نسبت به بندگان خود دارد براى بعضى از مقدّمات، مثوبات فراوانى قرار داده است.
٢- كسى كه مقدّمهاى را اتيان مىكند بايد بررسى كنيم كه هدف او چيست؟ مثلا گاهى فردى لباسش را تطهير مىكند امّا تطهير لباس به خاطر خواندن نماز نيست بلكه به نظافت و طهارت لباس خود، علاقه دارد. امّا گاهى انسان، اوّلين مقدّمهاى را كه انجام مىدهد، منظورش توصّل به ذى المقدّمه و نماز هست.
در دو مورد مذكور بايد قائل به فرق شد: كسى كه به تطهير لباس، علاقه دارد و نظرى به ذى المقدّمه ندارد هيچگونه ثوابى بر عملش مترتّب نيست و استحقاق مثوبت و عقوبت فقط بر فعل و ترك ذى المقدّمه، مترتّب مىشود امّا كسى كه فرضا ده مقدّمه را براى توصّل به ذى المقدّمه انجام مىدهد و ساعتها وقت خود را مشغول مىكند، عنوان ديگرى به نام شروع در موافقت واجب نفسى و عنوان «اشقّ الاعمال» محقّق مىشود لذا براى تحقّق عنوان شروع در اطاعت امر نفسى و عنوان «افضل الاعمال احمزها»، مسأله زيادى مثوبت مطرح مىگردد و اين مطلب، طبق قاعده و از نظر عقل هم صحيح است.
اينكه در روايات براى مقدّمات مثوباتى ذكر شده، آن مثوبات، مربوط به مقدّماتى هست كه براى تحقّق ذى المقدّمه باشد، هر قدمى را كه انسان براى زيارت سيد الشّهدا عليه السّلام برمىدارد، داراى اجر جزيل مىباشد امّا فرضا كسى كه براى سياحت به عراق و كربلا مىرود و ضمنا به زيارت ابا عبد اللّه عليه السّلام مشرّف مىشود، زيارت او با زيارت كسى كه از
إيضاح الكفاية ؛ ج٢ ؛ ص٣٦٦
موردى كه نقيض، منحصر به فعل صلات هست كه ترك صلات واجب و نقيض ترك صلات- رفع ترك- حرام و مصداق رفع ترك، منحصر به فعل صلات هست، چنين مىگوئيم: نفس فعل صلات و نفس امر وجودى اگر به حسب اصطلاح هم نقيض ترك صلات نباشد لكن به علّت اينكه: اگر بنا باشد در خارج، وجود پيدا كند، جز در ضمن فعل صلات، امكان تحقّق ندارد و لا محاله اتحاد وجودى با فعل صلات پيدا مىكند، مىتوان ادّعا نمود كه: چون نقيض با فعل صلات، كاملا متّحد است و جز در ضمن آن فعل نمىتواند، تحقّق پيدا كند، فعل صلات يا بهعنوان اينكه نقيض هست يا بهعنوان اينكه نقيض، جز در ضمن آن نمىتواند، تحقّق پيدا كند، «يصير حراما» و چون عبادت محرّمى هست، طبق مبناى مشهور، فاسد است امّا بنا بر عقيده صاحب فصول، آن چنان نيست بلكه: نقيض، عنوان عامّى هست كه عنوان مذكور گاهى اتّحاد و ارتباط با فعل صلات پيدا مىكند و گاهى هم در ضمن ترك صلات و ترك ازاله، تحقّق پيدا مىكند و نتيجه داشتن دو فرد، اين است كه: گاهى نقيض، مقارن با فعل صلات هست و گاهى با فرد ديگر،