إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٢٨٥ - واجب نفسى و غيرى
بگوئيم: در نماز و امثال آن واجب نفسى، علاوه بر آثار و خواص مذكور، يك عنوان «حسن» هم منطبق بر نفس صلات هست كه در كمال حسن مىباشد به نحوى كه اگر مكلّف، آن را تحصيل كند، عقل مستقلا حكم به استحقاق مدح فاعل آن مىكند و چنانچه كسى آن را ترك نمايد، استحقاق مذمّت دارد البته عنوان مذكور، مانند عنوان «احسان» نيست زيرا اگر كسى احسان و نيكى كند مورد ستايش قرار مىگيرد امّا چنانچه آن را ترك نمايد مورد مذمت، واقع نمىشود به خلاف آن عنوان «حسن» كه در نماز وجود دارد كه فاعلش مستحقّ مدح و تاركش مستحقّ ذم است.
سؤال: انگيزه و داعى بر ايجاب صلات چيست؟
جواب: محرّك بر ايجاب صلات، همان عنوان «حسن» مىباشد البته آثار و خواصّ نماز، مانند معراجيّت مؤمن و نهى از فحشا، محرّك بر ايجاب نماز نبوده يعنى درعينحال كه آثار مذكور در كمال اهميّت و لازم التّحصيل است امّا در ايجاب نماز، مدخليّت نداشته بلكه آن عنوان، محرّك و انگيزه ايجاب صلات بوده.
امّا در مورد وضو، مطلب اينطور نيست يعنى درباره وضو يا اصلا آن عنوان «حسن» تحقّق ندارد و يا اگر وجود داشته باشد داعى بر وجوب وضو، آن عنوان نبوده بلكه انگيزه بر ايجاب وضو، امكان توصّل و رسيدن به نماز بوده.
پس فرض كنيد كه هم در صلات و هم در وضو، دو جهت موجود است و در هريك از آن دو، عنوان حسن لازم التّحصيل وجود دارد و هريك از آن دو، خواص و آثارى دارند كه اثر وضو، امكان توصّل به صلات است و اثر صلات هم معراجيّت مؤمن مىباشد و هر دو اثر، لازم التّحصيل است امّا فرقشان در اين جهت است: چيزى كه در ايجاب وضو، مدخليّت داشته همان آثار و خواصّ هست كه