إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٢٨٣ - واجب نفسى و غيرى
فإن قلت: نعم و إن كان وجودها محبوبا لزوما، إلا أنّه حيث كانت من الخواصّ المترتّبة على الأفعال التي ليست داخلة تحت قدرة المكلف، لما كاد يتعلّق بها الإيجاب(١).
قلت: بل هي داخلة تحت القدرة، لدخول أسبابها تحتها، و القدرة على السبب قدرة على المسبّب، و هو واضح، و إلا لما صحّ وقوع مثل التّطهير و التّمليك و التّزويج و الطّلاق و العتاق إلى غير ذلك من المسبّبات، موردا لحكم من الأحكام التّكليفيّة(٢).
بايد نماز- و امثال آن واجب- هم واجب غيرى باشد زيرا مولا نماز را براى آثارش كه عبارت از معراجيّت مؤمن، قربان كلّ تقى و نهى از فحشا و منكر هست، واجب كرده.
سؤال: آيا تحصيل آثار مذكور، لازم است يا مستحب؟
اگر تحصيلش لازم نيست پس چرا مولا نماز را براى رسيدن به آن آثار، واجب كرده به عبارت ديگر: اگر آثار مذكور، واجب التحصيل نباشد، داعى به ايجاب نماز هم نمىشود پس ناچار هستيد، بگوئيد: آن آثار، لزوم تحصيل دارد، در اين صورت است كه مستشكل مىگويد: پس نماز هم نسبت به آن آثار، مانند وضو، نسبت به طهارت است و وجوب غيرى دارد نه وجوب نفسى.
(١)- دفع اشكال: آن آثار و خواص، محبوبيّت لزومى دارد امّا درعينحال (بين نماز و آثارش) و (بين وضو و نماز) تفاوت هست، وضو، واجب غيرى هست و ذىالمقدّمهاش- نماز- هم تحت قدرت مكلّف هست و هر دو از افعال مكلّف مىباشد امّا نماز، نسبت به آثارش- نفس نماز- مقدور مكلّف هست ولى آثارش كه عبارت از معراجيّت و نهى از فحشا و امثال آن باشد، فعل مكلّف و تحت قدرت او نيست و نمىشود حكم و تكليف لزومى به آن تعلّق گيرد.
(٢)- اينكه مىگوئيد آن آثار، مقدور مكلّف نيست آيا اصلا و مطلقا مقدور نيست يعنى حتّى با واسطه نماز هم مقدور مكلّف نيست يا اينكه به وسيله نماز، مقدور مكلّف است؟
قطعا با واسطه نماز، آثار مذكور، متعلّق قدرت، قرار مىگيرد و در نتيجه، واجب اصلى