إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٢١٢ - نقد و بررسى نظريه شيخ اعظم در واجب مشروط
فإن قلت: على ذلك، يلزم تفكيك الإنشاء من المنشأ، حيث لا طلب قبل حصول الشّرط.
قلت: المنشأ إذا كان هو الطّلب على تقدير حصوله، فلا بدّ أن لا يكون قبل حصوله طلب و بعث، و إلا لتخلّف عن إنشائه، و إنشاء أمر على تقدير كالإخبار به بمكان من الإمكان، كما يشهد به الوجدان، فتأمّل جيّدا(١).
ايجاد شد و «هو الوجوب المقيّد بمجيء زيد». آيا در اين فرض هم شما مىگوئيد «الفرد لا يمكن ان يقيد»، اين مسئله به هيچ وجه، امتناعى ندارد. آرى اگر آن فرديّت، تحقّق پيدا مىكرد و بعدا در مقام تقييدش برمىآمديم شما مىتوانستيد، بگوئيد اين امر، مستحيل است.
تقييد هيئت افعل به بيان ما، شبيه همان مثال معروف «ضيّق فم الرّكية» هست يعنى:
دهانه چاه را از ابتدا، مضيّق كن نه اينكه اول، آن را توسعه بده سپس مضيّق نما.
خلاصه: مولا از ابتدا گفته است: «إن جاءك زيد فاكرمه» و آن وجوبى را كه «اكرم» دلالت برآن مىكند از ابتدا، يك وجوب مقيّد به مجىء زيد است و ما فرد را مقيّد ننموديم تا اينكه شما بگوئيد تقييد فرد، ممتنع است بلكه از اوّل، فرد را مقيّدا انشا نموديم و هيچگونه استحاله و امتناعى ندارد.
قوله: «فافهم.»
دقّت كنيد تا اينكه فرق بين دو صورت مذكور، واضح شود و خلطى واقع نگردد.
(١)- اشكال: كأنّ مستشكل، ايرادى نسبت به مصنّف دارند كه: بنا بر عقيده شما كه شرط، قيد وجوب و هيئت باشد- نه قيد مادّه كه عقيده شيخ اعظم بود- بين انشا و منشأ،