إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٢١١ - نقد و بررسى نظريه شيخ اعظم در واجب مشروط
مع أنّه لو سلّم أنّه فرد، فانّما يمنع عن التقيد لو أنشئ أوّلا غير مقيّد، لا ما إذا أنشئ من الأوّل مقيّدا، غاية الأمر قد دلّ عليه بدالّين، و هو غير إنشائه أوّلا ثم تقييده ثانيا، فافهم(١).
موارد استعمال آنها متفاوت است پس مبناى شيخ اعظم با مبناى ما متفاوت است زيرا ايشان موضوع له حروف را خاص مىدانند امّا ما اصل مبنا را نپذيرفته و قبلا به نحو مشروح بيان كرديم كه موضوع له حروف هم عام است.
شما در محلّ بحث فرمودهايد: واضع، هيئت افعل را براى يك فرد از طلب وجوبى وضع كرده و اطلاق ندارد امّا عقيده ما، اين است كه: هيئت افعل هم براى كلّى طلب وجوبى و مفهوم عامّ طلب لزومى وضع شده و مانند كلّى رقبه، قابل تقييد و تضييق هست.
خلاصه: اوّلين پاسخ مصنّف، اين بود كه شما طبق مبناى خود فرموديد هيئت قابل تقييد نيست. و قيد، مربوط به مادّه است امّا ما اصل آن مبنا را نپذيرفتهايم.
(١)- ب: فرض كنيد مبناى شما- شيخ اعظم- را قبول كرده و گفتيم مفاد و موضوع له هيئت، جزئى و خاص هست امّا بدانيد كه تقييد بر دوگونه است:
الف: گاهى بهوسيله هيئت افعل يك فرد از طلب وجوبى انشا مىشود، مانند اكرم زيدا امّا بعد از مدّتى در صدد تقييد آن برآمده، مىگوئيم آن فرد از طلب وجوبى كه ديروز بهوسيله هيئت افعل بيان شد، امروز مقيدش مىكنيم در اين صورت، شما بفرمائيد آن طلب، قابل تقييد نيست زيرا آن فرد- كه بهوسيله جمله «اكرم زيدا» وجوب پيدا كرد- خودش مضيّق هست و ممتنع است مجدّدا مقيّد شود، در اين فرض، حق با شما است ولى ما مرتكب چنان تقييدى نشديم.
ب: ما از ابتدا، وجوبى را كه «اكرم زيدا» دلالت برآن مىكند، مضيّقا ايجاد كرده و حتّى قيد آن را قبل از «اكرم زيدا» با يك عبارت به اين صورت، بيان نموده و گفتيم: «إن جاءك زيد فاكرمه» يعنى آن فردى را كه بهوسيله صيغه افعل، انشا كرديم از ابتدا، مقيّدا