إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ١١٤ - امر دوم مقصود از كلمه«اقتضا» چيست؟
بيان اشكال: در موارد سهگانه مذكور اگر هر مأمور به را نسبت به امر خودش بسنجيم در اين صورت، كلمه «اقتضا» بهمعناى علّيّت است مثلا مىگوئيم آيا اتيان نماز با وضوى واقعى، اقتضاء اجزا دارد يا نه- و اقتضايش بهمعناى علّيّت است- و همچنين آيا نماز با تيمّم، اقتضاء اجزا، نسبت به صلات مع التيمّم دارد يا نه در اين صورت هم اقتضا بهمعناى علّيّت است.
اساس بحث ما در باب «اجزا» اين است كه: مثلا كسى كه فاقد الماء بود و نماز را مع التيمّم اتيان نمود سپس متمكّن از آب شد آيا لازم است مجدّدا نمازش را بخواند يا نه، ريشه و اساس لزوم خواندن مجدّد نماز در چيست، نماز مع التيمّم كه نقصى ندارد، بلكه اشكال و بحث ما اينجا هست كه: آن دليلى كه دالّ بر تجويز اتيان نماز مع التيمّم بود، چه مقدار دلالت دارد آيا مدلولش اين است كه تا وقتى مكلّف فاقد الماء هست نمازش مجزى است يا اينكه مفادش اين است كه صلات مع التيمّم براى هميشه مكفى است؟
نتيجه: مأمور به به امر اضطرارى را اگر نسبت به امر واقعى، ملاحظه كنيم، در اين صورت «كلمه اقتضا» لا محاله بايد بهمعناى «دلالت» باشد نه علّيّت و همچنين در مورد امر ظاهرى، وقتى شما نماز را با وضوى استصحابى اتيان نموديد دو بحث مطرح مىشود كه: آيا نماز با وضوى استصحابى از نظر نفس «امر ظاهرى» مقتضى اجزا هست يا نه در اين صورت، معناى اقتضا، همان علّيّت است امّا اگر بعد از آن نماز، براى شما كشف شد كه وضو و طهارت نداشتيد، آيا در اين صورت، واجب است نماز را با وضو، بخوانيد يا نه، در حقيقت، مأمور به به امر ظاهرى را نسبت به امر واقعى اوّلى مىسنجيم كه آيا اتيان نماز با وضوى استصحابى- و كشف خلاف- مكفى از نماز با وضوى واقعى هست يا نه؟ در اين فرض هم معناى «اقتضا» علّيّت نيست بلكه بايد دليل استصحاب را ملاحظه نمود كه آيا