إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ١١٢ - امر دوم مقصود از كلمه«اقتضا» چيست؟
إن قلت: هذا إنّما يكون كذلك بالنّسبة إلى أمره، و أمّا بالنّسبة إلى أمر آخر، كالإتيان بالمأمور به بالأمر الاضطراري أو الظّاهري بالنّسبة إلى الأمر الواقعي، فالنّزاع في الحقيقة في دلالة دليلهما على اعتباره، بنحو يفيد الإجزاء، أو بنحو آخر لا يفيده(١).
مثال «النّار مقتض للحرارة» هست يعنى آيا انجام دادن مأمور به در خارج، علّيّت براى كفايت دارد،- آيا اعاده و قضا لازم دارد يا نه- يا علّيّت براى اجزا ندارد، بنابراين چون فاعل كلمه «يقتضى» ضميرى است كه به اتيان مأمور به برمىگردد و لذا كلمه اقتضا به معناى علّيّت و تأثير است مانند «النّار مقتض للحرارة»، نه بهمعناى كاشفيّت و دلالت كه از شئون الفاظ و كلمات است.
(١)- قبل از بيان اشكال، لازم است مقدّمهاى را بيان كنيم كه: سه نوع امر و در نتيجه سه قسم، مأمور به داريم كه اينك به توضيح آنها مىپردازيم.
١- امر واقعى اوّلى يا امر واقعى اختيارى: آن است كه امرى متوجّه مكلّف مىشود و شئون واقعى اختيارى در آن ملحوظ است مانند امرى كه به مكلّفين بهعنوان اتيان صلات با طهارت مائيّه شده كه به آن امر واقعى اوّلى مىگويند و علّت اينكه به آن واقعى مىگويند، عبارت است از اينكه: در آن، حالت شك و ترديد ملاحظه نشده بلكه روى واقع، آن حكم بار شده و علّت اينكه به آن واقعى «اوّلى» يا واقعى «اختيارى» مىگويند:
اين است كه حالت اختيار مكلّف در نظر گرفته شده يعنى همان حالت واجديّت، نسبت به آب، ملحوظ بوده و حالت عدم اضطرار در آن لحاظ شده لذا از امر متعلّق به صلات با وضو، تعبير به امر واقعى اوّلى يا امر واقعى اختيارى مىشود.