پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٦٨٠ - شرح و تفسير عامل بدبختى انسانها
منظور از هلاكت در جمله «و إنّما هلك» به گفته جمعى از مفسران «نهج البلاغه»، هلاكت معنوى يعنى گمراهى است كه نتيجه آن عذاب اخروى مىباشد.
ولى بعيد نيست كه هم هلاكت معنوى و اخروى، و هم هلاكت مادى و دنيوى را شامل بشود يعنى آرزوهاى دور و دراز و فراموش كردن پايان زندگى، و غرق شدن در شهوات، هم آخرت آنها را تباه كرد و هم قدرت و عظمت آنها را در دنيا بر باد داد و سرانجام آنها را گرفتار انواع عذابهاى دنيوى مانند «طوفان قوم نوح» زمين لرزههاى «قوم لوط» و صاعقههاى آسمانى اقوام ديگر.
آرى طول امل كه يكى از آثار آن «تغيّب آجال» (به فراموشى سپردن سر آمد زندگى) است، از بزرگترين دشمن سعادت انسانهاست چرا كه حجاب ضخيمى در برابر ديد عقل انسان مىافكند و هوا و هوس را بر وجود او حاكم مىسازد، و او را غرق انواع گناهان و معاصى خطرناك مىكند، اين همان چيزى است كه در حديث معروف پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و امير مؤمنان عليه السّلام آمده است: «و امّا طول الأمل فينسي الآخرة؛ آرزوهاى دراز، آخرت را به فراموشى مىسپارد» [١].
از جمله «حتّى نزل بهم الموعود؛ تا زمانى كه وعده الهى يعنى مرگ آنها فرا رسد»، چنين بر مىآيد كه اين افراد در آن لحظه بيدار مىشوند، آرى بيدار مىشوند ولى اين بيدارى براى آنها سودى ندارد و لذا امام عليه السّلام مىفرمايد: «همان مرگى كه به هنگام فرا رسيدنش عذرها پذيرفته نمىشود و درهاى توبه بسته مىشود و مصائب سخت و مجازاتها با آن فرا مىرسد» (الّذي تردّ عنه المعذرة، و ترفع عنه التّوبة، و تحلّ معه القارعة [٢]
[١] خطبه ٤٢ و بحار الانوار، جلد ٧٠ صفحه ٩١.
[٢] «قارعه» از مادّه «قرع» (بر وزن فرع) به معنى كوبيدن چيزى بر چيز ديگرى است و «قارعه» به هر حادثه مهم و سخت و كوبنده گفته مىشود.