پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٦٤٨ - شرح و تفسير مركز حكومت را رها مكن
دنيا و (در آخرت) روزى كه گواهان به پا مىخيزند يارى مىدهيم» [١].
آرى!، در سايه ايمان، پيروزى دنيا و آخرت به ما وعده داده شده است، و آيات ديگر كه همه بر اين معنا گواهى مىدهد.
امام عليه السّلام بعد از ذكر اين مقدمه كه براى آرامش روحى خليفه و حاضران بيان فرموده، به سراغ موضوع اصلى مشورت كه شركت شخص «عمر» در جنگ بوده، مىرود و چنين مىفرمايد: (بدان!) «موقعيت زمامدار مانند رشته است كه مهرهها را جمع مىكند و ارتباط مىبخشد، اگر رشته از هم بگسلد، مهرهها پراكنده مىشوند، و هر يك به جايى خواهد افتاد، به گونهاى كه هرگز نتوان همه را جمع كرد». (و مكان القيّم بالأمر مكان النّظام من الخرز يجمعه و يضمّه:
فإن انقطع النّظام [٢] تفرّق الخرز [٣] و ذهب، ثمّ لم يجتمع بحذافيره [٤] أبدا).
چه تعبير جالب و تشبيه زيبايى! زمامدار و فرمانده يك كشور به منزله ريسمان تسبيح يا گردنبند است، كه رمز وحدت و انسجام امت است، و در ضمن اين نكته را به زمامداران مىآموزد كه بايد آن قدر سعه صدر و گستردگى فكر داشته باشند كه بتوانند تمام افراد زير نظر خود را در يك مجموعه منسجم گرد آورند.
[١] غافر (مؤمن)، آيه ٥١.
[٢] گر چه يك مفهوم كلّى شناخته شدهاى دارد ولى در اين جا به معنى ريسمانى است كه در تسبيح يا گردنبند مىكنند و دانهها را نظام مىبخشد.
[٣] «خرز» به معنى دانههاى سوراخ دارى است كه گاه قيمتى و گاه معمولى است و از آن گردنبند يا تسبيح درست مىكنند و ريشه اصلى آن «خرز» (بر وزن فرض) به معنى سوراخ كردن پوست يا چيز ديگرى است.
[٤] «حذافير» جمع «حذفور» (بر وزن مزدور) و «حذفار» (بر وزن مضمار) به معنى جانب و اطراف چيزى است و «حذافير» به معنى تمام جوانب است.