پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٨٧ - شرح و تفسير كجا رفتند آزاد مردان؟!
رحمتش منزل گزينيد و عزيزترين اوليا خدا نزد او باشيد؟!» ( «ظَهَرَ الْفَسادُ»، فلا منكر مغيّر، و لا زاجر مزدجر. أفبهذا تريدون أن تجاوروا اللّه في دار قدسه، و تكونوا أعزّ أوليائه عنده؟) بديهى است اين استفهام، استفهام انكارى است، و منظور اين است: با اين وضعى كه شما در پيش گرفتهايد و در برابر فساد سكوت، يا همكارى داريد نه امر به معروفى در كار است و نه نهى از منكر، هرگز نمىتوانيد به مقام قرّب خدا نايل شويد و در صف اولياء اللّه قرار گيريد.
از اين رو در تأكيد آن مىافزايد: «هيهات! هرگز، نمىتوان خدا را در مورد بهشت جاويدانش فريب داد، و رضاى او جز با اطاعتش به دست نمىآيد» (هيهات! لا يخدع اللّه عن جنّته، و لا تنال مرضاته إلّا بطاعته).
اشاره به اين كه، آنها كه در ظاهر مسلمانند و در صفوف اهل ايمان جاى دارند ولى در باطن عملا با سكوت خود راضى به فسادند، آنها هرگز نمىتوانند خدايى را كه از اسرار درون انسانها همچون اعمال و گفتار برونشان، آگاه است، فريب دهند. ممكن است چند صباحى ديگران و حتى خود را بفريبند، ولى آن گاه كه در پيشگاه حق و يوم البروز، همه چيز ظاهر و آشكار مىشود غرق ندامت و شرمسارى خواهند شد.
در حديثى از پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله مىخوانيم: «ليس الإيمان بالتّحلّي و لا بالتّمنّي و لكنّ الإيمان ما خلص في القلب و صدّقه الأعمال؛ ايمان، تنها به آرزوها و آراستن ظاهر نيست، ايمان آن است كه در قلب راسخ و خالص شود و رفتار انسان آن را تصديق و تاييد كند» [١].
و در آخرين جمله خطبه، براى تأكيد بيشتر با صراحت مىفرمايد: «خدا
[١] بحار الانوار، جلد ٦٦، صفحه ٧٢، حديث ٢٦.