پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣١٩ - شرح و تفسير خشونت بىمنطق خوارج
كه من خطا كرده، و گمراه شدهام (به فرض محال كه چنين باشد) چرا به خاطر گمراهى من همه امت محمّد صلّى اللّه عليه و آله را گمراه مىشمريد؟، و آنها را به خاطر خطاى من مورد مؤاخذه قرار مىدهيد و تكفير مىكنيد؟!» (فإن أبيتم إلّا أن تزعموا أنّي أخطأت و ضللت، فلم تضلّلون عامّة أمّة محمّد صلّى اللّه عليه و آله، بضلالي، و تأخذونهم بخطئي، و تكفّرونهم بذنوبي).
و در ادامه مىافزايد: «شما شمشيرهاى خود را بر دوش گذاشتهايد (و به هر كس و هر جا ضربه مىزنيد و) آن را بر جاى درست و نادرست فرود مىآوريد و گناهكار و بى گناه را با هم فرق نمىگذاريد!» (سيوفكم على عواتقكم [١] تضعونها مواضع البرء و السّقم. و تخلطون من أذنب بمن لم يذنب).
اين بخش از كلام امام عليه السّلام اشاره به چند پاسخ دارد: نخست اين كه: اين تصوّر كه من خطا كردم و گمراه شدم، پندار باطلى بيش نيست اوّلا: من تحت فشار شما و امثال شما تن به حكميّت در دادم و ثانيا: اگر حكميّت به صورت صحيح انجام شود، مطابق قرآن است، فى الواقع، حكم، قرآن مىباشد، و مردانى كه در نقش حكميّت ظاهر مىشوند به قرآن مراجعه مىكنند و حكم خدا را از آن استنباط مىنمايند و كليات را بر مصاديق تطبيق مىكنند همان گونه كه در خطبههاى قبل گذشت، بنابر اين هيچ كارى بر خلاف حكم خدا انجام نمىگيرد كه موجب ضلالت و خطا گردد.
ثالثا: به فرض كه من مرتكب خلافى شدم ساير مسلمين چه گناهى دارند؟
چرا آنها را تكفير مىكنيد و خون بىگناهان را مىريزيد؟ اين چه قانونى است كه شما از آن پيروى مىكنيد؟ و به كدامين آيين، ايمان داريد؟
سپس امام عليه السّلام به سراغ اشتباه اصلى آنان مىرود كه مىگفتند: «هر
[١] «عواتق» جمع «عاتق» به معنى قسمتى از بدن است كه در ميان گردن و شانه قرار دارد (و در فارسى به آن «دوش» اطلاق مىشود).