پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٩٨ - ترجمه
مىكند كه هرگز نمىتواند آن را بخورد و مصرف كند، و بناهايى مىسازد كه هيچگاه در آن ساكن نمىشود، سپس از اين جهان به سوى خدا مىرود در حالى كه نه مالى با خود مىبرد و نه خانهاى را همراه خويش منتقل مىسازد.
و از نشانههاى دگرگونى آن، اين است كه آن كس كه روزى مورد ترحم مردم بوده است روز ديگر مورد غبطه آنها واقع مىشود، و آن كس كه مورد غبطه بود مورد ترحم قرار مىگيرد، و اين نيست مگر به خاطر زوال سريع نعمتها و نزول ناگهانى بلاها.
و از نشانههاى عبرتانگيز بودن آن، اين است كه انسان در حالى كه نزديك است به آرزوهايش برسد ناگهان اجلش فرا مىرسد و اميدش را قطع مىكند، نه او به آرزو رسيده و نه آنچه مورد آرزوى اوست بقايى دارد.
سبحان اللّه چه كمياب است سرور و نشاط در اين دنيا! و چه تشنگى زاست سيراب شدنش، و چه زود سايههايش از ميان مىرود. نه آنچه قرار است رخ دهد، قابل پيشگيرى است و نه آنچه گذشته است باز مىگردد.
سبحان اللّه چقدر زندگان به مردگان نزديكند چرا كه به زودى به آنها ملحق مىشوند و چقدر مردگان از زندگان دورند، زيرا براى هميشه از آنها جدا شدهاند!
شرح و تفسير دگرگونيها و عبرتها
از آن جا كه عامل مهم بى تقوايى دنياپرستى و خود باختگى در برابر زرق و برق جهان مادى است، امام عليه السّلام به دنبال بحث تقوا سخن از بى اعتبارى دنيا و ناپايدارى و مصائب و رنجهاى آن مىگويد، تا ريشههاى بى تقوايى را بسوزاند، مىفرمايد: «سپس (آگاه باشيد كه) دنيا سراى فنا، مشقت، دگرگونى و عبرت