پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٨٠ - شرح و تفسير باز هم سرزنش دنياپرستان
ورزيد، و دين شما لقلقه زبانتان شده، و كارتان شبيه كار كسى است كه گويى تمام وظيفه خود را انجام داده و رضايت مولاى خويش را فراهم ساخته است!» (قد تصافيتم على رفض الآجل و حبّ العاجل، و صار دين أحدكم لعقة [١] على لسانه، صنيع من قد فرغ من عمله، و أحرز رضى سيّده).
گاه در ميان مردم كارهاى خلافى انجام مىشود كه هيچ توافق قبلى بر آن صورت نگرفته ولى چنان هماهنگ است كه گويى آنها جلسات متعددى داشته و برنامهريزى و توافق قبلى صورت گرفته، و اين نيست مگر بخاطر اين كه انگيزهها در اين امور يكسان است. يكى از مصداقهاى روشن آن بىاعتنايى به مسائل مربوط به آخرت و چسبيدن به دنياى مادى است.
اين گونه افراد دنياپرست ممكن است ظاهرا ديندار باشند ولى دين آنها در يك سلسله شعارها و ادعاها و لفاطىها و احيانا كمى از عبادات، خلاصه مىشود تعبير «لعقة» اشاره به همين معناست. و گاه آن چنان از خود راضى هستند كه گويى به تمام وظايف الهى و انسانى خود، عمل كرده و به قرب پروردگار و مقام رضاى او رسيدهاند و اين به راستى يك انحراف وحشتناك است همان گونه كه مولا در پايان اين خطبه به آن اشاره فرموده است.
[١] «لعقة» از مادّه «لعق» (بروزن فرق) به معنى ليسيدن گرفته شده و «لعقه» به مقدار مختصرى از غذا گفته مىشود كه انسان با سرانگشت يا قاشق كوچكى روى زبان مىگذارد و به زودى آن را فرو مىبرد و كنايه از شىء مختصر است.