پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٧١٦ - شرح و تفسير آن زمان كه رفتم مرا خواهيد شناخت!
حراك [١]، و صامتة بعد نطق).
بلافاصله از آن نتيجهگيرى كرده مىافزايد: «از حركت ايستادن من و از كار افتادن چشمهايم، و بىحركتى اعضاى پيكرم بايد شما را پند و اندرز دهد، چرا كه پند و اندرز آن براى عبرتگيرندگان، از هر منطق رسا و گفتار شنيدنى، مؤثرتر است». (ليعظكم هدوّي [٢]، و خفوت [٣] إطراقي [٤]، و سكون أطرافي [٥]، فإنّه أوعظ للمعتبرين من المنطق البليغ و القول المسموع).
راستى هم، چنين است چرا كه گويندگان هر چند فصيح و بليغ و نكتهسنج باشند، و شنوندگان هر قدر آماده شنيدن، ولى شنيدن كى بود مانند ديدن، هنگامى كه انسان مىبيند در يك لحظه مرد شجاع و نيرومندى كه آوازه او همه جا را پر كرده بود، به جسم بىجانى تبديل مىشود كه حتى پلكهاى چشم او از گردش باز مىايستد، و لبهايش كمترين حركتى ندارد، بزرگترين درس عبرت را فرا مىگيرد و پايان زندگى و افول قوتها و قدرتها را با چشم خود مشاهده مىكند، تكان مىخورد و در فكر عميقى فرو مىرود، كدام واعظ توان يك چنين تأثير گذارى را دارد؟
سرانجام در پايان اين خطبه با مردم وداع مىگويد و خداحافظى مىكند اما وداعى سوزناك و پر معنا مىفرمايد: «وداع من با شما، وداع كسى است كه آماده ملاقات (پروردگار) است و فردا ارزش ايّام زندگى با من را خواهيد دانست، و باطن من، براى شما آشكار خواهد شد. و آن زمان كه جاى خالى مرا
[١] «حراك» و حركت به يك معناست.
[٢] «هدوّ» بر وزن «غلوّ» به معنى سكون و آرامش و يا عدم قدرت بر حركت است.
[٣] «خفوت» به معنى سكون و باز ايستادن از حركت است.
[٤] «اطراق» به معنى پايين انداختن چشم، به جهت ضعف پلكهاست.
[٥] «اطراف» جمع طرف (بر وزن شرف) به معنى اعضاى بدن است.