پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٦٩ - شرح و تفسير شما را از دلبستگى به دنيا بر حذر مىدارم
مىفريبد، سرايى است كه در نظر صاحب اصليش بىمقدار است لذا حلالش را با حرام، و خيرش را با شرّ، و زندگىاش را با مرگ، و شيرينىاش را با تلخى، بهم هم آميخته است» (قد تزيّنت بغرورها، و غرّت بزينتها. دارها [١] هانت على ربّها، فخلط حلالها بحرامها، و خيرها بشرّها، و حياتها بموتها، و حلوها بمرّها).
هر گاه بخواهى لقمه نان حلالى بدست آورى بايد هزار درد و رنج را تحمّل كنى و از مسيرهاى پرنشيب و فراز بگذرى و هر گاه بخواهى گلى بچينى بايد تحمّل نيش خار كنى و اگر بخواهى از خوان نعمتش كمى عسل برگيرى نيشهاى زنبورها در انتظار توست، در كنار هر گنجى افعىها خفتهاند و در كنار هر شيرينى تلخىهاست، فى المثل انسانى كه فرزند ندارد غم و غصّه جانكاهى بر روح او سنگينى مىكند ولى همين كه فرزند پيدا كرد هزاران مشكل در كنار اوست و همچنين نعمتها و مواهب ديگر كه فقدانش غمانگيز است و وجودش ملال آور و مشكل آفرين.
و در تأكيد اين سخن مىفرمايد: « (به همين دليل) خداوند آن را مخصوص اوليايش نساخته، و از دشمنانش دريغ نداشته است» (لم يصفها [٢] اللّه تعالى لأوليائه، و لم يضنّ [٣] بها على أعدائه).
آرى! اگر متاع دنيا متاع قابل ملاحظهاى بود خداوند آن را به دوستانش
[١] آنگونه كه در نسخ ديگر آمده، «دار هانت على ربّها» است ولى در نسخه «صبحى صالح» كه اين نسخه برگرفته از آن است «دارها هانت» است كه ظاهرا اشتباه است.
[٢] «لم يصفها» از مادّه «اصفاء» به معنى مخصوص گردانيدن، گرفته شده است اشاره به اين كه مواهب دنيا، به قدرى بىارزش است كه خدا آن را در اختيار همه قرار داده است.
[٣] «لم يضنّ» از مادّه «ضن» به معنى بخل و دريغ داشتن است.