پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٩٤ - نكته بخشى از فلسفه بلاها
بفرستد، فرمود: «برو استغفار كن».
سوّمى آمد و عرض كرد: يا امير المؤمنين فقير و بيچارهام، دعا كنيد خداوند مرا بىنياز كند، فرمود: «برو استغفار كن».
چهارمى آمد عرض كرد: يا امير المؤمنين عليه السّلام مال و ثروت فراوان دارم ولى فرزندى ندارم، دعا كنيد خدا مرا فرزندى دهد، فرمود: «برو استغفار كن».
نفر پنجمى آمد و عرض كرد: يا سيّد الوصيين باغ و بستان ما ميوهاش كم شده، دعا كنيد خداوند بركت دهد و ميوه بيشترى نصيب شود، فرمود: «برو استغفار كن».
ششمين نفر آمد عرض كرد: يا على! در منطقه ما چشمهها خشك شده و آب چشمهها و كاريزها فرو رفته، دعا كنيد از اين گرفتاريها نجات يابيم، فرمود:
«برو استغفار كن».
«ابن عباس» در آن جا حاضر بود، تعجب كرد، عرض كرد: يا امير المؤمنين هر كدام از اين شش نفر تقاضايى داشتند، شما همه را يك جواب داديد، امام عليه السّلام فرمود: پسر عم! مگر كلام خدا را نشنيدهاى كه (در سوره نوح آيات ١٠ و ١١ و ١٢) مىفرمايد: فقلت استغفروا ربّكم إنّه كان غفّارا* يرسل السّماء عليكم مدرارا* و يمددكم بأموال و بنين و يجعل لّكم جنّات و يجعل لّكم أنهارا [١].
[١] تفسير منهج الصادقين جلد ١٠، صفحه ١٩ (با كمى تلخيص).
اين حديث به صورت فشردهترى از امام مجتبى عليه السّلام نيز نقل شده است. (مجمع البيان، جلد ١٠، صفحه ٣٦١).