پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٥٦ - شرح و تفسير عيبجويى ناسپاسى بزرگى است!
شايد به خاطر آن مجازات شوى». (يا عبد اللّه، لا تعجل في عيب أحد بذنبه، فلعلّه مغفور له، و لا تأمن على نفسك صغير معصية، فلعلّك معذّب عليه).
اشاره به اين كه گناه ديگرى، هر قدر بزرگ باشد ممكن است به خاطر توبه يا شفاعت معصومين عليهم السّلام يا انجام كارهاى خير جبران كننده، بخشوده شده باشد، و گناه خود انسان هر قدر كوچك باشد، ممكن است بر اثر غرور و غفلت و اصرار، مشمول عفو الهى نشده باشد، بنابر اين چگونه شخص گنهكار مىتواند به خود اجازه دهد، كه ديگران را بر گناهانشان سرزنش و ملامت، و يا عيبجويى و غيبت كند.
در ادامه اين سخن به بيان ديگرى مىپردازد، مىفرمايد: «هر كدام از شما از عيب ديگرى آگاه شود، به سبب آنچه از عيب خود مىداند، از عيبجويى او خوددارى كند». (فليكفف من علم منكم عيب غيره لما يعلم من عيب نفسه).
اشاره به اين كه بىعيب خداست، و پاكدامن از هر گونه گناه تنها معصومانند، و هيچ كس را نزيبد كه دعواى بىگناهى كند، بنابر اين عقل اجازه نمىدهد ديگرى را با تيرهاى غيبت و ملامت هدف قرار دهيم، در حالى كه خودمان عيوب بسيارى داريم.
و در پايان خطبه به همان مطلبى اشاره مىفرمايد كه در بخش نخست خطبه نيز آمده بود، ولى با تعبير ديگر؛ مىفرمايد: «اگر كسى از عيب و گناهى پاك است، بايد شكر و سپاس بر اين نعمت، او را از عيبجويى كسى كه به آن عيب و گناه مبتلا شده است، باز دارد». (و ليكن الشّكر شاغلا له على معافاته ممّا ابتلي به غيره).