پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٢٠ - نكته عاملان قتل به خونخواهى برخاستند!
ولى آنچه در اين جا لازم است اضافه كنيم اين است كه: طرفداران آنها براى توجيه اعمالشان در تنگناى سختى افتادند، از يكسو «طلحه» و «زبير» را از صحابه مىدانند و قاعده «تنزيه صحابه» (پاكى و قداست همه اصحاب پيامبر صلّى اللّه عليه و آله) را در حق آنها جارى مىدانند، و از سوى ديگر هر دو را جزو «عشره مبّشره» مىدانند يعنى آن ده نفرى كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله بشارت بهشتى بودن آنها را داده بود.
گاه مىگويند: آنها مجتهد بودند، هر چند در اجتهاد خود خطا كردند.
بنابر اين معذورند و مأجور، در حالى كه اگر اعمال آنها را با اين بهانه توجيه كنيم هر جنايتى را از هر كسى مىتوان توجيه كرد؛ چرا كه اجتهاد منحصر به آنها نيست و اين امر سبب مىشود كه بديهيات عقلى و نصوص قرآنى را به اين بهانه زير پا بگذاريم.
و گاه مىگويند: آنها توبه كردند، و توبه آنها در پيشگاه خدا پذيرفته است، ولى آيا مىتوان آتشى افروخت و ١٧ هزار نفر را در كام آن سوزاند و بعد با گفتن يك «استغفر اللّه» از زير بار مسئوليّت آن همه خونهايى كه بر باد رفته است بيرون آمد؟! آيا آنها خونبهاى اين همه كشتگان را به صاحبانش دادند؟ آيا اموالى كه در اين راه از بين رفت جبران نمودند؟ آيا «عايشه» و «طلحه» و «زبير» در ملأ عام به خطاى خود اعتراف كردند؟
اين گونه دفاعهاى ناموجّه، نتيجه چشم پوشى از واقعيّات و تعصبهاى كوركورانه است.
آيا بهتر اين نيست كه ما ياران پيامبر صلّى اللّه عليه و آله را به دو گروه تقسيم كنيم، گروهى كه: در عصر او صالح بودند، و گروهى كه: منافق و ناصالح، و نيز گروه صالح را به دو گروه ديگر تقسيم كنيم: گروهى كه بر خير و صلاح باقى ماندند، و