پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٠٩ - شرح و تفسير دروغگويان بىانصاف!
آن گاه براى توضيح بيشتر به دليل روشنى تكيه كرده مىفرمايد: «اگر من در ريختن اين خون (فرضا) شريك آنها بودم آنان نيز در آن سهمى دارند، و اگر خودشان به تنهايى اين كار را كردهاند بايد انتقام را از خود بگيرند و نخستين مرحله عدالت اين است كه خود را محكوم كنند». (فإن كنت شريكهم فيه، فإنّ لهم نصيبهم منه، و إن كانوا ولوه دوني فما الطّلبة إلّا قبلهم. و إنّ أوّل عدلهم للحكم على أنفسهم).
به يقين امام عليه السّلام در خون عثمان شريك نبود، هر چند بسيارى از صحابه، عثمان را مستحق چنين امرى مىدانستند ولى امام عليه السّلام نه تنها در اين كار شركت نكرد بلكه فرزندان خود امام حسن عليه السّلام و امام حسين عليه السّلام را براى دفاع از او فرستاد، امّا در برابر بهانهجويىهاى «طلحه» و «زبير» و به اصطلاح خلع صلاح آنان مىفرمايد: احدى نگفته است كه من به تنهايى قاتل عثمان بودهام به فرض كه من در اين كار شركت داشتهام، شما نيز شريك من بودهايد بنابر اين با كدام منطق چيزى را كه در آن شريك بودهايد بر ديگرى عيب مىگيريد و اگر عامل اصلى تنها شما بودهايد تمام ملامت متوجه شماست و شما بايد قبل از هر كس خود را محكوم كنيد.
در عالم سياست بازان شيطانى، هميشه معمول است كه براى اقدام بر ضدّ رقيبان خود دنبال بهانه عوام پسندى هستند و سعى مىكنند رقيب را به كارى كه در نظر توده مردم ناخوشايند است متهم كنند، حتى اگر عامل اصلى آن كار خودشان باشند، در چنين برنامههايى نه منطق حاكم است نه عدالت و وجدان و شرف، هدف بيرون راندن رقيب است به هر قيمتى كه ممكن شود و اين درست همان راهى است كه «طلحه» و «زبير» و «عايشه» بعد از بيعت توده مردم با على عليه السّلام پيمودند و به وسيله آن گروه زيادى را براى جنگ با حضرتش بسيج نمودند، سرانجام خودشان نيز در اين آتش سوختند.