پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٥٠ - نكته بر هر چه نظر كردم سيماى تو مىبينم
در حقيقت دنيا و آخرت را به حيوانهاى راهوار و رامى تشبيه فرموده كه زمامش بدست اوست و مىبرد هر جا كه اراده او تقاضا كند.
در دوّمين جمله، همين معنا را به لباس ديگرى آراسته و چنين مىفرمايد:
«آسمانها و زمينها كليدهاى خود را به دست قدرت او افكندهاند» (و قذفت إليه السماوات و الأرضون مقاليدها [١]).
هر جا را اراده كند مىگشايد و هر جا را اراده كند قفل مىنمايد و همه كارهاى او مطابق حكمت است.
و در سوّمين جمله به سجود درختان پر طراوت در برابر ذات پاك او اشاره كرده مىفرمايد: «درختان سرسبز هر صبحگاهان و شامگاهان در برابر او سجده مىكنند». (و سر تسليم فرو مىآورند) (و سجدت له بالغدوّ و الآصال [٢] الأشجار النّاضرة).
بديهى است تكيه بر اشجار ناضره (درختان سرسبز) به معنى انحصار نيست، بلكه نمونهاى از زيباترين موجودات زنده جهان آفرينش است، كه هر ورقش دفترى است معرفت كردگار. و نيز صبح و شام اشاره به تمام اوقات است، همان گونه كه گاه مىگوييم ما صبح و شام در خدمت اسلام هستيم يعنى در همه حال لذا قرآن مجيد به طور مطلق مىگويد: «وَ النَّجْمُ وَ الشَّجَرُ يَسْجُدانِ» [١]. اين احتمال نيز وجود دارد كه آثار و عظمت خداوند در درختان به هنگام طلوع و غروب خورشيد از هر زمان آشكارتر است.
اين سجده ممكن است با زبان حال باشد چرا كه نظام دقيق آفرينش آنها از علم و قدرت بىپايان آفرينندهاش حكايت مىكند، و ممكن است به زبان قال باشد، بنابر اين كه همه ذرات موجودات جهان از علم و شعورى برخوردارند و خدا را آگاهانه تسبيح مىگويند و براى او سجده مىكنند.
در چهارمين جمله مىافزايد: «و از شاخههاى خود آتشهاى نورانى به فرمان او بر مىافروزند» (و قدحت [٢] له من قضبانها [٣] النّيران المضيئة).
و اين از عجايب قدرت خداست كه از ميان آب و خاك، مادّهاى ايجاد مىكند كه كانون آتش و نورانيّت است، همان آتش و نورى كه بسيارى از مشكلات انسانها در پرتو آن حل مىشود.
و در آخرين و پنجمين جمله مىفرمايد: «ميوههاى رسيده آنها به فرمان خدا (در هر زمان) غذاى (انسانها) را تقديم كردهاند» (و اتت أكلها بكلماته الثّمار اليانعة [٤]).
نكته بر هر چه نظر كردم سيماى تو مىبينم
جملههاى پر معنى بالا كه آثار توحيد و عظمت خدا را در عبارات مختلف و
[١] الرحمن، آيه ٦.
[٢] «قدحت» از مادّه «قدح» (بر وزن مدح) به معنى زدن سنگ و چخماق به يكديگر براى توليد جرقّه آتش است، كه در قديم معمول بوده است سپس به معنى برافروختن آتش آمده است.
[٣] «قضبان» جمع «قضيب» به معنى شاخه درخت است و «قضب» (بر وزن نبض) به معنى ميوههاى بوتهاى نيز آمده است.
[٤] «يانعه» از مادّه «ينع» (بر وزن منع) به معنى رسيدن و شاداب شدن ميوه است.