پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٠ - ترجمه
سپس امام عليه السّلام ياران خود را مخاطب ساخته مىفرمايد: «آيا هرگز به شما خبر رسيده كه دنيا فديهاى براى يكى از آنها داده باشد و (تا او را از مرگ يا سكرات آن) رهايى بخشيده باشد؟ يا كمكى به آنها در اين مسير كند؟ يا حدّ اقل همنشين خوبى براى آنان باشد» (فهل بلغكم أنّ الدّنيا سخت [١] لهم نفسا بفدية، أو أعانتهم بمعونة، أو أحسنت لهم صحبة).
آرى نه نجات كامل يا كمكى در اين راه، و نه حتّى مصاحبت شايسته با يك نفر هم از اين همه، دنيا نداشته است، آيا اين درس عبرت بزرگى براى همه شما نيست؟! سپس مىافزايد: نه تنها به آنها كمكى نكرد و به فدائيان خود نظر مرحمتى ننمود «بلكه به عكس آنها را زير آفتهاى گوناگون پوشانيد و طوق حوادث دردناك و كوبنده را برگردنشان افكند و با انواع شدائد و مشكلات، آنها را ذليل نمود و به صورت، به خاك افكند و پايمالشان كرد و به يارى گردش روزگار بر ضدّ آنها برخاست». (بل أرهقتهم [٢] بالقوادح [٣] و أوهقتهم [٤] بالقوارع [٥] وضعضعتهم [٦] بالنّوائب و عفّرتهم [٧] للمناخر و وطئتهم بالمناسم [٨]
[١] «سخت» از مادّه «سخاوت» به معنى بخشش است.
[٢] «ارهقت» از مادّه «ارهاق» به معنى پوشانيدن چيزى با قهر و غلبه است.
[٣] «قوادح» جمع «قادحة» به معنى آفت است.
[٤] «أوهقت» از مادّه «وهق» (بروزن رمق) گرفته شده كه به معنى طوقى است كه بر گردن حيوان مىاندازند.
[٥] «قوارع» جمع «قارعه» به معنى حوادث سخت و كوبنده است.
[٦] «ضعضعت» از مادّه «ضعضعة» به معنى خوار و ذليل كردن و گاه به معنى نابود ساختن است.
[٧] «عفّرت» از مادّه «تعفير» به معنى خاك مال كردن و به خاك افكندن است.
[٨] «المناسم» جمع «منسم» (به كسر ميم) به معنى قسمت پايين پاى شتر است.