پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٩٩ - شرح و تفسير ابوذر قهرمان مبارزه با فساد!
پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله را شنيد و غيابا نشانههايى از عظمت او را دريافت و با عشق و علاقه تمام رو به «مكه» آورد. هنگامى كه وارد مسجد الحرام شد، گروهى از قريش را مشاهده كرد كه در گوشهاى نشستهاند و درباره پيامبر اسلام صلّى اللّه عليه و آله گفتگو مىكنند و انواع سبّ و دشنام و بدگويى را دارند. در اين اثناى «ابو طالب» وارد مسجد شد، آنها گفتند عمويش آمد، خاموش باشيد. «ابوذر» «ابو طالب» را شناخت و زمانى كه مىخواست از مسجد خارج شود به دنبال او رفت.
«ابو طالب» رو به وى كرد و گفت: كارى با من دارى؟ گفت: آرى مىخواهم به پيامبرى كه مبعوث شده است ايمان بياورم (نشانههاى حقانيّتى در او سراغ دارم) «ابو طالب» گفت: فردا همين جا بيا. «ابوذر» در حالى كه آتش شوق و عشق پيامبر صلّى اللّه عليه و آله در وجودش زبانه مىكشيد، شب را در مسجد الحرام خوابيد و روز بعد به وسيله «ابو طالب» به «حمزه» معرفى شد، «حمزه» هنگامى كه صداقت او را دريافت وى را به «جعفر» معرفى كرد و «جعفر» كه آثار صدق را در او مشاهده كرد او را به «على» عليه السّلام معرفى و «على» عليه السّلام هنگامى كه از صدق و راستى او مطمئن شد وى را نزد پيامبر صلّى اللّه عليه و آله برد و او ايمان آورد و اعلام اطاعت بىقيد و شرط كرد. پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله فرمود: به خانه و خانوادهات برگرد. عمو زادهاى داشتهاى كه از دنيا رفته و غير از تو وارثى ندارد، اموالش به تو مىرسد، آنها را نگاهدارى كن، تا زمانى كه دعوت من آشكار شود آن گاه به سوى ما برگرد.
«ابوذر» از نخستين اسلام آورندگان است كه بعد از جنگ بدر و احد و خندق به پيامبر صلّى اللّه عليه و آله پيوست و هر چه داشت در راه خدا داد. پيامبر صلّى اللّه عليه و آله او را «صديق امت» و شبيه «عيسى بن مريم» در زهد معرفى كرد.
مرحوم علامه مجلسى در كتاب «عين الحيات» مىفرمايد: آنچه از اخبار شيعه و اهل سنت استفاده مىشود اين است كه بعد از رتبه معصومين عليهم السّلام