پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٤ - شرح و تفسير دنيا تكيهگاهى بسيار سست!
دنيا و كم ارزش بودن مواهب مادى اشاره مىفرمايد:
نخست اين كه، هيچ چيز در آن قابل اعتماد نيست، مىفرمايد: «چه بسيار كسانى كه بر آن (دنيا) تكيه كردند ناگهان آنها را به درد و رنج افكند، و چه بسيار افرادى كه به آن اطمينان نمودند ولى آنها را بر زمين كوبيد، چه افراد صاحب جاه و جلال كه دنيا آنها را حقير و كوچك ساخت و متكبران فخرفروشى كه به خاك مذلّتشان انداخت» (كم من واثق بها قد فجعته، و ذي طمأنينة إليها قد صرعته، و ذي ابّهة [١] قد جعلته حقيرا، و ذي نخوة قد ردّته ذليلا).
آرى هيچ كس در هيچ پست و مقام و موقعيتى از حوادث دردناكى كه به طور ناگهانى گريبان افراد را مىگيرد در امان نمىباشد، شاهان بزرگ، قهرمانان قوى پيكر، ثروتمندان پر تجربه، و جوانان شاداب و زيبا، همه و همه در معرض هجوم اين حوادث ناگهانى هستند، حوادثى كه يك شبه نعمتها را مىگيرد و عزيزترين عزيزان را بر خاك مذلّت مىنشاند و تاريخ پر است از اين گونه حوادث.
طبرى در تاريخ خود مىنويسد: «سليمان بن عبد الملك» روزى لباس گرانبها و عمامه سبز رنگى پوشيد و نگاه در آيينه كرد (و از چهره خود لذّت برد، و از روى مباهات) گفت: «من پادشاه جوان جوانبختم ولى بعد از اين ماجرا تنها يك هفته زنده بود» [٢] و به گفته شاعر:
|
بهار عمر بسى دلفريب و رنگين است |
ولى چه سود كه دارد خزان مرگ از پى |