پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٣٦ - ٢- دست خدا با جماعت است
كشتن يك مرغ بر زمين مىريختند، بلكه، به خاطر اين كه: تدريجا براى خود يك مكتب انحرافى به وجود آوردند كه هم از نظر عقيده، و هم احكام، با اسلام و قرآن و سنت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله فاصله گرفتند.
در مورد اعتقادات آنها بحثهاى زيادى در كتب «ملل و نحل» آمده است كه گاه با يكديگر همخوانى ندارد و شايد به خاطر اين باشد كه آنها شاخههاى مختلفى داشتند ولى «مسعودى» مورخ معروف چند موضوع زيرا را از اصول مشترك و متفق عليه «خوارج» مىشمرد.
١- آنها عثمان و على عليه السّلام را تكفير مىكردند (نعوذ باللّه).
٢- قيام بر ضد امام جائز (پيشواى ظالم) را واجب مىشمردند.
٣- كسانى كه گناه كبيرهاى انجام مىدادند از نظر آنها كافر بودند (و واجب القتل).
٤- آنها از حكمين (ابو موسى اشعرى و عمرو عاص) و حكم آن دو برائت مىجستند.
٥- از تمام كسانى كه حكم آن دو را پذيرا شدند و يا راضى به آن بودند نيز برائت مىجستند.
٦- آنها معاويه و ياران و پيروان و دوستان او را كافر مىدانستند.
ولى در مسائل مختلفى از جمله «توحيد» و «وعد و وعيد» در قيامت و امامت اختلاف نظرهايى داشتند [١].
بعضى ديگر عقايد مشترك ديگرى نيز براى خوارج برشمردهاند از جمله اين كه خليفه را بايد مردم انتخاب كنند خواه از قريش و عرب باشد يا از غير آنها و ديگر اين كه همه آنها خلفاى چهارگانه را قبول داشتند (هر چند عثمان
[١] «مروج الذهب» طبق نقل «سفينة البحار» واژه خوارج.