پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٠٤ - ترجمه
دست قدرت اوست هرگز پلكهاى چشم من به هم نخورد مگر اين كه فكر مىكردم ممكن است پيش از آن كه آنها به روى هم آيند خداوند جان مرا بگيرد و هرگز چشم را نگشودم مگر اين كه فكر مىكردم ممكن است پيش از آن كه آن را بر هم نهم قبض روح شوم و هرگز لقمهاى را فرو نبردم مگر اين كه فكر مىكردم ممكن است گلوگيرم شود و مرا به مرگ بكشاند».
كسانى كه به ساختمان بدن انسان آگاهند به خوبى مىدانند كه تا چه اندازه اين فاصله نزديك است، كافى است مقدار كمى از خون به صورت لخته در آيد و راه رگهاى قلب يا مغز را بگيرد و به زندگى انسان در يك لحظه پايان دهد. كافى است لقمه غذايى كه انسان مىخورد، بر اثر پديد آمدن اختلال كوچكى در گلو به جاى اين كه سرازير به سوى معده شود در راه دستگاه تنفس قرار گيرد و انسان را خفه كند.
كافى است كه يك شوك به انسان وارد شود و قلب او براى هميشه بايستد.
در حوادث بيرون كافى است كه زمين مختصر تكانى بخورد و در يك لحظه يك شهر آباد زيرو رو شود يا طوفان و گردباد و سيلاب در چند دقيقه همه چيز را در كام خود فرو برد يا صاعقهاى از آسمان فرود آيد و فرد يا گروهى را مبدل به خاكستر كند.
در حوادث روزمره زندگانى ماشينى امروز، نيز تصادفات، سقوط هواپيماها، آتش سوزىها و انفجارها امورى غير قابل اجتناب هستند همان امورى كه در يك لحظه ممكن است زندگانىهايى را براى هميشه برچيند. آرى! فاصله زندگى و مرگ بسيار كم است. ولى از سويى ديگر فاصله مرگ و زندگى بسيار زياد است. اگر تمام اطباى جهان جمع شوند و تمام وسايل پزشكى را آماده سازند مردگان، به حيات برنمىگردند همان گونه كه نوزادان به شكم مادر باز