الکشف الوافي في شرح أصول الکافي - الشیرازي، محمد هادي - الصفحة ٣٦٠ - الأصل الأوّل
اكثر كفّار و جهّال اگرچه در ظاهر حال منكر وجود مبدأاند، باطناً به تحقّق حقيقت و ثبوت وجودش مقرّ و معترفاند؛ و لهذا اختلاف در وجود مبدأ از هيچ عاقل معتدٌّ به مروى نيست. و توضيح كلام در مرام آنكه بهاتّفاق شرع و عقل و تعاضد برهان و نقل حضرت حق تعالى و تقدّس از آن برتر و بزرگوارتر است كه به كنه ذات محاط علم غير گردد، امّا بهواسطه رابطه اضافى كه ميان مالك و عبيد متحقّق است، و به جهت علاقه افاضت رحمت بىغايت كه زلال نوالش از ينابيع علم و قدرت به مجارى حكمت و ارادت پيوسته جارى و روان است، جبلّت و طبيعت مخلوقات، مفطور ومجبول است بر اذعان و قبول وجود صانع. و از اين جهت در هنگام صدمت وقوع وقايع و وقت اضطراب بىسبق رويت روى استعانت و فزع به نگاه دارنده خود مىآورد به وجهى طبيعى كه تعمّل و تكلّفى در آن نيست. و از اين جهت آن حالت مظهر استجابت دعا مىباشد چنانچه كريمه «أَمَّنْ يُجِيبُ الْمُضْطَرَّ إِذا دَعاهُ»[١] به آن ناطق است. و انزعاج حيوانات عُجْم درگاهِ عروضِ خوف، و گريز انسان در حال استيلاى وهم و هراس به حقيقت از اين قبيل است، و لهذا طوايف مختلفه و امم متخالفه كه در عهد و اوان و در هر دين از اديان بودهاند خلاف در وجود مبدأ از هيچ عاقل مروى نيست، بلكه محال[٢] خلاف احوال و اوصاف اوست.
و منها: ما قاله صاحب إخوان الصفا في بعض رسائله:
وأمّا علم الإنسان بالبارئ جلّ جلاله وتعالى ذكره فبأحد الطريقين: أحدهما عموم، والآخر خصوص، فالعموم هو[٣] المعرفة الغريزيّة التي في طباع الخلق أجمع بهويّته، وذلك أنّ الناس كلَّهم: العالِمَ والجاهلَ، المؤمنَ والكافر يقرّون بالصانع،
[١]. النمل( ٢٧): ٦٢.
[٢]. كذا.
[٣]. في المصدر:« هي».