الکشف الوافي في شرح أصول الکافي - الشیرازي، محمد هادي - الصفحة ٣٧٢ - الأصل الثاني
و قال عزّ من قائل: «سَنُرِيهِمْ آياتِنا فِي الْآفاقِ وَ فِي أَنْفُسِهِمْ حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ»[١]-[٢] انتهى.
وقال العلّامة الدواني:
اگر كسى ديده تبصّر و اعتبار بگشايد، و گِرد سراپاى عالم برآيد، از مفتتح آن، كه عالم روحانيات است تا منتهى، كه عالم جسمانيات است همه را يك سلسله مشبّك منتظم بيند، بعضى در بعضى فرورفته و هر يك بتاى[٣] خود مرتبط، بلكه همه بههم مرتبط، چنانچه پندارى يك خانه است. و بر اصحاب بصيرت ناقده مخفى نيست كه مِثل اين ارتباط و التيام جز به وحدت صانع صورت انجام نپذيرد، چنانچه از ملاحظه صنايع صنّاع متعدّده، متبصّر تيزهوش را اين معنى منكشف گردد كه با وجود آن كه به حقيقت موجد همه يكى است؛ چه نزد محققان اهل دانش و بينش مقرر است كه مؤثر حقيقى در همه اشياء جز واحد احد نيست، بهواسطه آن كه مصدر صورى مختلف است بسى منافرت و مناكرت ميان مصنوعات ايشان ظاهر مىگردد، و از ملاحظه اين معنى و اخوات آن متفطّن هوشمند را معلوم گردد كه اين چنين وحدت و انتظام كه در اجزاء عالم واقع است جز به وحدت صانع آن نمىتواند بود، چنانچه مضمون كريمه: «لَوْ كانَ فِيهِما آلِهَةٌ إِلَّا اللَّهُ لَفَسَدَتا»[٤] مُنبئ از آن است. و اهل اعتبار را ادنى تنبيهى كافيست كه «إِنَّ فِي خَلْقِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ اخْتِلافِ اللَّيْلِ وَ النَّهارِ لَآياتٍ لِأُولِي الْأَلْبابِ»[٥]
[١]. فصّلت( ٤١): ٥٣.
[٢]. فصل الخطاب لخواجه محمّد پارسا، ص ١٢١.
[٣]. كذا.
[٤]. الأنبياء( ٢١): ٢٢.
[٥]. آل عمران( ٣): ١٩٠.