دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٥٩٣ - ١/ ٥ پذيرفته شدن نفرين وى درباره بسر بن ارطات
و خطبه رسايى خواند و فرمود: «اى مردم! من اين گروه را نصيحت كردم تا برگردند و دست از جنگ بكشند؛ ولى [اين كار را] انجام ندادند و قبول نكردند ...».
آن گاه، دستش را به سوى آسمانْ بلند كرد و گفت: «خداوندا! طلحة بن عبيد اللّه، از روى اختيار به من دست بيعت داد و آن گاه، پيمانش را شكست. پروردگارا! او را زودتر بميران و به او مهلت مده!
خداوندا! زبير بن عوّام، خويشاوندى مرا ناديده گرفت و بيعتم را شكست و به يارى دشمنم شتافت و با آن كه مىدانست ستمكار است، عليه من جنگ به راه انداخت. خدايا! تو مرا از او كفايت كن، هر گونه و هر جا كه مىخواهى!».
١/ ٥
پذيرفته شدن نفرين وى درباره بُسر بن ارطات
٥٧٣٨. الغارات: طبق آنچه به ما رسيده است، على ٧ پيش از درگذشتش، بر بُسر بن [ابى] ارطات كه لعنت خدا بر او باد نفرين كرد و گفت: «خداوندا! بُسر، دينش را بهدنيايش فروخته و حرمتت را شكسته است و نزد او، پيروى مخلوق ستمكار ازآنچه نزد توست، بهتر است. خداوندا! تا عقلش را نگرفتى، او را نميران!».
پس از درگذشت على ٧، چيزى نگذشت كه بُسر، به بيمارى وسواس مبتلا شد و عقلش زايل شد.
٥٧٣٩. الإرشاد به نقل از وليد بن حارث و راوى ديگر: وقتى خبر آنچه بُسر در يمن انجام داده بود، به على ٧ رسيد، فرمود: «خداوندا! بسر، دينش را به دنيايش فروخته