دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٥٢٩ - ٣/ ٢٣ حامله شدن زن باكره
٣/ ٢٢
آزمايش ادّعاگر
٥٧٠٥. الكافى به نقل از اصبغ بن نُباته: از امير مؤمنان، درباره مردى پرسيده شد كه برپيشانى مرد ديگر زده بود و مرد كتك خورده، مدّعى بود كه چيزى نمىبيند وبويىاحساس نمىكند و قدرت تكلّم خود را [نيز] از دست داده است.
امير مؤمنان فرمود: «اگر راست بگويد، سه ديه بايد به او پرداخته شود».
گفته شد: اى امير مؤمنان! از كجا دانسته شود كه وى راستگوست؟
فرمود: «امّا [در بررسى] اين ادّعاى وى كه قدرت بويايى ندارد، پارچهسوختهاى نزديك [بينى] وى آورده شود. اگر راست گفته باشد، [عكسالعملى نشان نمىدهد،] و گرنه سرش را كنار مىكشد و از چشمش اشكمىآيد، و امّا [در بررسى] ادّعايش درباره چشمش، چشم وى در برابرخورشيد قرار داده شود. اگر دروغ گفته باشد، بىاختيارْ چشم بر هم مىنهد، واگر راست گفته باشد، چشمهايش باز مىمانَد.
و امّا [در بررسى] ادّعايش در مورد زبانش، روى زبانش سوزن زده شود. اگرخون سرخ بيرون بيايد، دروغ گفته و اگر خون سياه بيرون آيد، راست گفتهاست».
٣/ ٢٣ حامله شدن زنِ باكره
٥٧٠٦. الإرشاد: پيرمردى زنى را به همسرى گرفت و زن، حامله گشت. پيرمرد پنداشت كهتوفيقى در ازاله بكارت نداشته و حامله شدن زن را انكار كرد.
جريان براى عثمان، مشتبه گشت و از زن كه باكره بود پرسيد: آيا پيرمرد، بكارت تو را از بين برده است؟
زن گفت: نه.
عثمان گفت: بر زن، حد جارى كنيد.
امير مؤمنانعلى فرمود: «زن را دو روزنهاست: روزنه حيض و روزنه ادرار. شايدپيرمرد از زن، بهره گرفته است و آب مردىاش به روزنه حيض راه يافته وزن، از آن حامله شده است. از پيرمرد درباره اين موضوع بپرسيد».
از پيرمرد پرسيدند. گفت: من آب مردىام را بدون آن كه بر او دخولى كردهباشم، بر شرمگاهش مىريختم.