دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٥ - ٤/ ٤ توصيف او با غير آنچه خودش وصف كرده است
او را در زمان، قرار داده است، و هر كس بگويد: «تا كى هست؟»، براى او نهايتى تعيين كرده است، و هر كس نهايتى براى او تعيين كند، او را جزء جزء دانسته است، و هر كس او را جزء جزء بداند، او را وصف كرده است، و هر كس او را وصف كند، درباره او به كژراهه رفته است، و هر كس او را بخش بخش كند، از او روى بر تافته است.
٥٠٦٠. امام على ٧: خِردها خداوند سبحان را نديدهاند تا از او خبر بدهند؛ بلكه خداى متعال، پيش از توصيف كنندگانش، بوده است.
٥٠٦١. امام على ٧: جاها او را در بر نمىگيرند، و زمانها او را در خود جاى نمىدهند، و صفات او را محدود نمىكنند، و چُرت او را فرا نمىگيرد.
٥٠٦٢. امام على ٧: نه اوهام براى او صفتى مىيابند، و نه دلها چگونگىاى برايش اثبات مىكنند.
٥٠٦٣. امام على ٧: خجسته است خدايى كه بلندىِ همّتها به او نمىرسد و ژرفكاوىِ تيزهوشىها، به او نمىرسد.
٥٠٦٤. امام على ٧: او را صفتى نيست كه بدان دسترسى يابند، و حدّى نيست كه براى آن، مَثَلى زده شود. آرايههاى زبانها در توصيفش در مىمانند، و گونههاى توصيف، در آنجا حيراناند.
٥٠٦٥. امام على ٧: سپاسْ خدايى را... كه افزونى و كاستى بر وى عارض نمىشود، و به كجايى و چيستى و مكان، توصيف نمىگردد.
اوست آن كه از حقيقت كارهاى پوشيده، آگاه است، و به نشانههاى تدبيرى كه در آفريدههايش ديده مىشود، در [آيينه] خردها آشكار مىگردد؛ آن كه از پيامبران درباره وى پرسش شده است و آنان، او را به حد و يا جزو، توصيف نكردهاند؛ بلكه