دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٨٥ - ٥/ ٤ خطبه بدون الف
پاهايش كشيده و برهنه و عريان گردد، او را غسل دهند، بر او آب بپاشند، كفن بياورند و برايش بگسترند و آماده كنند، چانهاش را ببندند، جامهاى از پارچه بر تن او بپوشانند و دستار بر سر او بپيچند و از او خداحافظى كنند و بر وى سلامْ دهند، او را روى تابوت بنهند، با تكبير بر او نماز بگزارند، و از خانههاى آراسته و قصرهاى محكم و سنگْ آذين، منتقل، و در گورى لحد شده و تنگْ جايى سخت و محكمگشته با گِل و سقفْ زده شده با سنگ، نهاده گردد و گورش برايش ترسناك شود و خاك بر رويش ريخته شود و بيم دادنها تحقّق پيدا كند و خبرش فراموش شود، و دوست و برگزيده و نديم و خويشاوندانش از نزد او برگردند و نزديكان و دوستانش تغيير كنند و او در دل گور و گروگانِ تنهايى بماند، و كِرمهاى گورش به پيكرش افتند و خون از بينىاش بيرون زند و خاك گور، گوشت بدنش را گَرد سازد و خونش جارى گردد و استخوانش بپوسد تا روز محشر.
آنگاه به هنگامى كه در صورْ دميده شد و به حشر و نشر، فرا خوانده گشت، از گور برخيزد. آنگاه است كه گورها بشكافد، و رازهاى دلها حاصلْ آيد، و هر پيامبر و صدّيق و گواهى فرا خوانده شود، و [پروردگار] توانايى كه به بندهاش آگاه و بصير است، به تنهايى به داورى بپردازد. چه بسيار نالهها كه بيمارْ سر مىدهد و چه بسيار حسرتى كه به دردش آورَد.
در هر ايستگاه ترسناك و در محضرِ آن جليل، در پيشگاه فرمان روايى عظيم كه به هر كوچك و بزرگى آگاه است، در اين هنگام، شرمش او را به بند مىكشد و ناآرامىاش او را محصور مىكند. گناهش مورد رحمت قرار نمىگيرد و فريادهايش شنيده نمىشود، و حجّتش بيان نمىگردد. كهنه جامهاش از بين مىرود، و نامه اعمالش گشوده مىگردد و به كردارهاى بدش نگاه مىشود، و ديدهاش بر نگاههايش گواهى مىدهد، و دستش به زدنش، پايش به گام برداشتنش، و عورتش به عمل نامشروعش، و پوستش به بَسودنش گواهى مىدهند.
گردنش در زنجير و دستهايش بسته است و پيش بُرده مىشود و در تنهايى كشيده مىشود و با اندوه و سختى، وارد دوزخ مىگردد و در دوزخ، همواره عذاب مىشود و از شربت دوزخى چشانده مىشود كه صورتش را كباب مىكند و پوستش را مىكَنَد، و دوزَخْبانى با عمود آهنين بر او مىكوبد و پوستش پس از جدا شدن دوباره، چون پوستى تازه مىرويد، طلب كمك مىكند و نگهبانان دوزخ، از او روى بر مىگردانند و فرياد مىكشد و زمانى مىمانَد و پشيمان مىگردد.