دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٧٣ - ٥/ ٣ فصاحت و بلاغت امام
مىگويد: «در هر درختى آتشى است؛ امّا درخت مَرْخ[١] و عَفار[٢] از آن بيشتر برخوردارند». خطبههاى پند دهنده نيكو بسيارند؛ امّا اين سخن على ٧ همه آنها را در خود هضم مىكند:
«همه زيبايىهاى خوانندگان
و آنچه خطّ پايان مسابقه است، براى كسى جز مَعبد نيست».[٣]
هر كس كه بخواهد فصاحت و بلاغت را بياموزد و برترىِ بعضى از سخنان را بر بعضى ديگر بشناسد، بايد در اين خطبه تأمّل كند؛ چون نسبت آن با همه سخنهاى فصيح (جز سخن خدا و پيامبرش) مثل نسبت ستارههاى نورانى آسمان به سنگهاى بىنور زمين است.
و هر بينندهاى بايد روشنى، فخامت، زيبايى سَبك و نيز اندرزها، تشويقها، هشدارها و بيمدادنهاى اين سخنان را بنگرد؛ سخنانى كه اگر بر زنديقى كه تصميم بر نفى بعثت و برانگيخته شدن در قيامت دارد، خوانده شوند، توانش به كاستى مىگرايد، قلبش را ترس فرا مىگيرد، زبانش ناتوان مىگردد و باورهايش متزلزل مىشوند.
خداوند، بر پايه اسلام، به گوينده اين خطبه، بهترين پاداشى را كه [تا كنون] به ولىاى از اولياى خويش داده است، بدهد! چه قدر يارىرسانى او به اسلام، زياد بود: گاه با دست و شمشير، و زمانى با زبان و سخن، و زمانى با قلب و انديشه!
اگر از جهاد و جنگْ سخن به ميان آيد، او سرآمدِ مجاهدان و جنگجويان است، و اگر از پند و موعظه سخن باشد، او بليغترينِ واعظان و ذاكران است، و اگر سخنى از فقه و تفسير گفته شود، او رئيس فقيهان و مفسّران است، و اگر سخنى از عدل و توحيد رَوَد، او پيشواى عادلان و موحّدان است:
|
براى خداوند، ناممكن نيست |
كه جهانى را در يكى گِرد آورَد. |
|
و در ذيل خطبه ٢٢١ گفته است: هر كس بخواهد موعظه كند، بيم دهد و گوشِ دلها را بنوازد و ارزش دنيا و چگونگى عملكرد آن را با دنياداران به مردم بشناسانَد، بايد مثل اين پند را
[١] بادام تلخ.( م)
[٢] بيد سرخ.( م)
[٣] در اين مثل مىگويد كه سخنان آن حضرت، كاملترين درجه را دارد، همان گونه كه مَعْبَد در بين خوانندگان عرب، آخرين حرف را مىزند.( م)