دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٥١ - ٥/ ٢ بنيان گذار علم نحو
براى مردم، دستورِ زبانى وضع كن تا براى درست سخن گفتن خود، به آن استناد كنند» و رفع و نصب و جر را برايش نگاشت.
٥٥٨١. المناقب، ابن شهر آشوب: على ٧ بنيان گذار علم نحو است؛ چون علماى نحو، اين دانش را از خليل بن احمد بن عيسى بن عمرو ثَقَفى، از عبد اللّه بن اسحاق حَضْرَمى، از ابو عمرو بن علاء، از ميمون افرَن، از عَنْبَسةُ الفيل، از ابو الأسود دُئِلى گزارش كردهاند و او از على ٧. علّت آن هم اين بود كه قريشيان با نَبْطيانْ ازدواج كردند و از آنان، بچّههايى به دنيا آمدند كه گويش آنان، نادرست بود، به گونهاى كه دختر خُوَيْلِد اسدى كه با يك نَبْطى ازدواج كرده بود، گفته بود: «إنّ أبوىَ مات و ترك علَىّ مالٌ كثيرٌ؛» (به جاى «مالٌ كثيرٌ» بايد مىگفت: «مالًا كثيرا»). وقتى خراب شدن زبانشان را ديدند، على ٧ علم نحو را بنيان گذاشت.
گزارش شده كه عربى باديهنشين از بازارىاى شنيد كه مىخواند: «أَنَّ اللَّهَ بَرِىءٌ مّنَ الْمُشْرِكِينَ وَرَسُولِه»[١] ( «رسول» را مجرور خواند و عطف به «مشركين» كرد كه معناى آن كاملًا غلط شد). مرد عرب، سرِ طرف را شكست و او داورى نزد امير مؤمنان بُرد. امير مؤمنان، از او بازخواست كرد. گفت: وى در قرآن خواندنش به خدا كفر ورزيد.
على ٧ فرمود: «او در اين كار، تعمّد نداشت».
و گزارش شده كه چشم ابو الأسود دُئِلى، معيوب شده بود و دختربچهاى داشت كه دست پدر را مىگرفت و او را نزد على ٧ مىبُرد. دختر وى گفت: «ما أشدُّ حَرِّ الرمضاء» ( «أشدّ» را مرفوع و «حرّ» را مجرور خواند) و منظورش تعجّب بود. ابو الأسود، او را از اين نوع سخن گفتنِ غلط، نهى كرد و جريان را به امير مؤمنان گفت و على ٧ نحو را بنيان گذاشت.
و گزارش شده كه ابو الأسود دُئِلى، پشت سر جنازهاى مىرفت. شخصى پرسيد: «مَنْ المتوفّى؟ ميراننده، چه كسى است؟».
ابو الأسود [با توجّه به خطاى دستورىِ سؤال]، گفت: خدا! و جريان را به على ٧ خبر داد و [چنين بود كه] على ٧ نحو را تأسيس كرد.
در هر صورت، [على ٧] تدوين علم نحو را به عهده ابو الأسود گذاشت و [به وى] گفت: «چه نيكوست اين نحو (شيوه)! مسائل ديگر را به آن اضافه كن» و از اين رو، اين علم،
[١] مراد او اين آيه بود:« أَنَّ اللَّهَ بَرِيءٌ مِنَ الْمُشْرِكِينَ وَ رَسُولُهُ ...؛[ اين آيات،] اعلام بيزارىاى است از طرف خدا و پيامبرش ...»( توبه، آيه ٣).