دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣١٥ - ٤/ ٣ ويژگىهاى پرهيزگاران
و مىپندارند كه آن [پاداش]، فرا رويشان است، و هر گاه آيهاى را بخوانند كه در آن بيمدهى باشد، گوش دلشان را به آن مىسپارند و مىپندارند كه شيون و فرياد جهنّم در گوششان است.
به ركوع، پشت خود را خميدهاند و پيشانى و دست و زانو و كنارههاى پاى خود را بر زمين گسترانيدهاند و از خداوند، آزادى خود [از آتش دوزخ] را مىخواهند.
در روز، دانشورانِ بردبار [و] نيكوكاران پرهيزگارند. ترس، آنان را چون تيرِ تراشخورده، تراشيده است. هر گاه كسى به آنان بنگرد، مىپندارد كه بيمارند، در حالى كه بيمار نيستند؛ امّا [هر كه ببيندشان،] مىگويد:" خِردشان پريشان شده است!". [آرى،] كارى بزرگ، آنان را پريشانْ حال ساخته است.
آنان به اعمال اندكشان خشنود نمىشوند و اعمال بسيار را بسيار نمىشمارند. آنان هميشه نفس خود را متّهم مىكنند و از كردههاى خويش، بيمناكاند. هر گاه يكى از آنان ستايش شود، از آنچه به وى گفته شده، در بيم است و مىگويد:" من از ديگرى بر حال خويش داناترم و پروردگارم به من از خودم داناتر است. بار خدايا! مرا بر پايه آنچه مىگويند، بازخواست مكن و مرا برتر از آنچه مىپندارند، قرار ده و آنچه را كه نمىدانند، بر من ببخش!".
از نشانههاى هر يك از آنان، اين است كه در او توانمندى در دين، دورانديشى در نرمخويى، ايمان در يقين، حرص در دانش، دانش در بردبارى، ميانهروى در بىنيازى، فروتنى در پرستش، آراستگى در نيازمندى، صبورى در سختى، روزىخواهىِ حلال، نشاط در هدايت، و دورى از طمع را مىبينى.
كارهاى نيك انجام مىدهد و با اين حال، در بيم است، روز را شب مىكند و قصد و تلاشش شكرگزارى است، و شب را روز مىكند و دغدغهاش ياد خداست. با ترس، شب را به پايان مىآورد و به شادى، روز را مىآغازَد؛ ترسان از غفلتى كه به او بيم داده شده، و شادمان از احسان و رحمتى كه به او رسيده است.
اگر در آنچه ناخوشايند مىداند، هواى نفسش بر وى سخت گيرد، به درخواست نفس در چيزهايى كه دوست دارد، پاسخ نمىدهد. روشنايى چشمش به چيزهايى است كه بىزوالاند، و دلْ زدگىاش در چيزهايى است كه زودگذرند. بردبارى را با دانش، و سخن را با كردار در هم مىآميزد.
او را مىبينى كه آرزوهايش كوتاه، لغزشش كم، دلش خاشع، نفْسش قانع، خوراكش كم، كارش آسان، دينش استوار، شهوتش مُرده، خشمش فروخورده، خيرش مورد انتظار، و شرّش