دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢١٧ - ١/ ٢ انواع مردم
«اى كميل بن زياد! اين دلها مثل ظروفاند. بهترينِ آنها، نگهدارترينِ آنهاست. آنچه را به تو مىگويم، به ياد بسپار.
مردم، سه گروهاند: عالمان الهى، جويندگان دانش در راه رستگارى، و فرومايگانِ بىمقدار كه پىِ هر صدايى را مىگيرند و با هر بادى كه مىوزد، به سويى مىگرايند و به نور دانش، روشنايى نمىگيرند و به پايه استوارى پناه نمىجويند.
اى كميل! دانش، بهتر از دارايى است. دانش، تو را نگه مىدارد؛ ولى اين تويى كه دارايى را نگهدارى مىكنى، و بخشش، مال را كم مىكند، در حالى كه دانش، با بخشيدنْ رشد مىكند، و مال اندوز با رفتن آن از بين مىرود.
اى كميلبن زياد! آشنايى با دانش، دينى است كه به سبب آن، ديندار مىشوند، و انسان، به وسيله آن، در زندگىاش اطاعت را و پس از درگذشتش نام نيك را به دست مىآورَد. دانش، حكم كننده است و دارايى، حكمپذير.
اى كميل! مالاندوزانْ مُردهاند، گرچه زنده باشند، و دانشمندان، تا روزگار باقى است، پايندهاند. تنهايشان از دست رفته؛ ولى نشانههايشان در دلها موجود است.
بدان كه در اينجا، دانشى فراوان انباشته است (و با دست به سينهاش اشاره كرد). اى كاش فرا گيرندگانى براى آن مىيافتم! آرى، [گاهْ] تيزفهمانى يافتم كه براى آن، امين نبودند؛ چرا كه ابزار دين را براى دنيا به كار مىبردند، و با نعمتهاى خداوند، بر بندگانش برترى مىجستند، و با برهانهاى الهى، بر دوستان خدا فخر مىفروختند، و يا [كسانى را يافتم كه] سر به فرمان حقمداران بودند؛ امّا در شناخت زواياى حق، بصيرت نداشتند و با نخستين شُبههاى كه پيش مىآمد، شك و ترديد در دلشان رخنه مىكرد. [براى فرا گرفتن چنان دانشى] نه اين در خور است و نه آن.
يا كسى [را يافتم] كه سختْ در پى لذّت است و رام شهوت و يا شيفته گِرد آوردن مال و انبار كردن آن. هيچ يك از اين دو [نيز]، توان پاسدارى از دين را ندارند و بيشتر به چارپايان چرنده شباهت دارند. چنين است كه دانش، با مرگ دانشوران مىميرد.
بار خدايا، آرى، زمين از برپا دارنده حجّت الهى، خالى نمىماند كه يا آشكار و