دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٤٣ - باب هفتم مجموعه نامها و صفات
بلندپروازىهاى خِرد، از دستيابى به احاطه بر او نااميد گشتهاند، و درياهاى دانش، از اشاره به كُنه او خشك گشتهاند، و اوهام باريكبين، از بلنداى وصف قدرتش، با حقارت باز گشتهاند.
يكى است، نه از باب شمارش، و همواره هست، نه بر پايه زماندارى، و برپاست، نه بر اساس تكيه داشتن. جنس نيست تا اجناس با او همانندى كنند، و شخص نيست تا اشخاص، همسان او گردند، و نه همچون چيزهاست تا صفات بر او صدق كنند.
خردها در امواج خروشانِ ادراكش گمراهاند، و اوهام از احاطه داشتن بر خاطره ازلى بودن او سرگرداناند، و فهمها از درك اوصاف قدرتش در بندند، و ذهنها در گرداب مدار ملكوتش غرقاند. بر همه نعمتها توانا و مقتدر است، و كسى را به حريم كبريايش راه نيست، و صاحبْاختيار همه چيز است.
نه روزگار، او را فرسوده مىسازد، و نه زمانْ او را كهنه مىگردانَد، و نه هيچ توصيفى او را فرا مىگيرد. گردنهاى ستبر، از بُن و ريشه در برابر او فروتناند، و كوههاى سر به فلك كشيده با صلابت، در بلنداى قلّه خويش، در برابر فرمانش راماند.
همه موجودات را بر پروردگارى خويش، و ناتوانى آنها را بر قدرتش، و پيدايش آنها را بر قديم بودنش، و نابودى آنها را بر دوامش، گواه گرفته است. پس آنان را مجال گريزى از ادراك شدن توسّط او نيست، و در خارج شدن از احاطه قدرتش راهى براى آنها وجود ندارد. چيزى از ديوان حساب او پنهان نيست، و سرپيچى از حاكميت قدرت او بر موجودات، محال است.
استوارىِ خلقتِ آفريدگان، از حيث نشانه، براى آنان، كافى است، و مركّب بودن سرشتها، براى دلالت، و پديدار شدن فرسودگى، براى قدمت [او]، و استحكام صنعت آفرينش، براى عبرت گرفتن، بسنده است.
٥٢٩٠. امام على ٧: سپاسْ خدايى را كه اوهام را جز از دست يافتن به هستى خويش بازداشته است، و خِردها را از تخيّل ذاتش بازداشته است؛ چون ذات او از شباهت و همشكلى ممتنع است؛ بلكه او كسى است كه در ذاتش تفاوت نمىپذيرد، و در كمالش، بر پايه عدد، تجزيه نمىگردد.