دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٣٩ - باب هفتم مجموعه نامها و صفات
درون چيزها جاى نگرفته تا گفته شود: «او در چيزها جاى دارد»، و از آنها دور نيست تا گفته شود: «او از چيزها بيگانه است»، از چيزها بر كنار نيست تا گفته شود: «در كجاست؟»، بلكه خداى سبحان، علمش، بدانها احاطه يافته، و ساخت او آنها را استوار ساخته، و پاسداشت او آنها را شماره كرده است.
نه پنهانىهاى هواى ناپيدا از او پوشيده است، و نه پوشيدههاى نهان تاريكى شب، و نه آنچه در آسمانهاى بالا تا زمينهاى پايين است. براى هر چيزى از آنها نگهبان و گماشتهاى است، و هر چيزى از آنها به چيزى ديگر احاطه دارد و او بر احاطه دارنده آنها احاطه دارد.
يگانه يكتاى بىنيازى است كه نه گردش زمان، دگرگونش مىسازد، و نه ساخت چيزى كه هست، خستهاش مىكند. به آنچه خواست، گفت: «باش» و آن چيز، «هست» شد. آنچه را آفريده، بدون نمونه پيشين و بدون رنج و تلاش، ايجاد كرده است. هر كه چيزى مىسازد، آن را از مادّهاى ساخته است، و خدا آنچه را كه آفريده، از مادّهاى نساخته است.
هر دانايى، پس از نادانى، آموزش ديده است، در حالى كه خدا نه جاهل بوده و نه چيزى آموخته است. به چيزها قبل از بودنشان احاطه علمى دارد، و بودنشان به دانش او چيزى نمىافزايد، و علم او به چيزها، پيش از به وجود آمدن آنها، همچون علم او بدانها پس از به وجود آمدنشان است.
چيزها را نه براى تحكيم پادشاهىاش ايجاد كرده، و نه از بيم نابودى و كاستى، و نه براى يارى گرفتن عليه مخالفى دشمنىپيشه و يا همتايى فزونخواه و يا شريكى ستيزهجو؛ بلكه همه آنها آفريدههايى تربيت شده و بندگانى خوارند.
منزّه است آن كه آفرينش آنچه آغاز كرده و سرپرستى آنچه آفريده، او را به رنج نينداخته است، و از روى ناتوانى و يا سستى نيست كه به آنچه آفريده، بسنده كرده است. آنچه آفريده، دانسته است، و آنچه دانسته، آفريده است. به خاطر انديشيدن در دانشى پيدا شده نيست كه در آفرينش خويش خطا نكرده است و آنچه نيافريده، به واسطه ترديدش نبوده است؛ بلكه [آفرينش او] سرنوشتى است محتوم، و علمى است محكم، و كارى است استوار.
در پروردگارى، يگانه گشته و خويش را به يگانگى، ويژه ساخته است. بزرگوارى و ستايش را از آنِ خود نموده و در توحيد و بزرگى و والايى، بىهمتا شده است. در ستايش، يكتايى يافته و به بزرگوارى، ويژهگرديده است. از داشتن فرزند، منزّه است و از تماس داشتن با زن، پاك و بركنار است. ارجمند است و والاتر است از اين كه با شريكانى همجوار باشد.
در آنچه آفريده، ضدّى براى او نيست، و در آنچه مالك است، همانندى ندارد، و در مملكتش هيچ كس با او شريك نيست. يگانه و يكتا و بىنياز است. ويران كننده روزگار