دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٣٧ - باب هفتم مجموعه نامها و صفات
از اداره آن بر وى وارد شده باشد. طولانى شدن عمر دنيا، او را خسته نمىسازد تا او را به شتابْ در نابودى آن فرا خوانَد؛ بلكه خداى عز و جل، به لطف خود، آن را تدبير كرد و با فرمان خويش نِگَهَش داشت، و با قدرتش آن را استوار كرد.
و باز، دنيا را پس از نابودىاش، باز مىگردانَد، بدون آن كه او را نيازى به آن باشد، و نه براى كمكخواهى از چيزى از دنيا بر ضدّ دنيا، و نه براى گذر از حالت تنهايى به حالت انس، و يا از حالت نادانى و نابينايى به حالت دانش و بينايى، و يا از فقر و نيازمندى به بىنيازى و فراوانى، و يا از حالت خوارىِ فروماندگى به حالت عزّت و قدرت.
٥٢٨٨. امام على ٧ هنگامى كه از مردم خواست براى بار دوم به جنگ با معاويه برخيزند و زمانى كه آنان گرد آمدند، به سخنرانى ايستاد: سپاس، خداى يگانه و يكتا و بىنيازِ تنهايى را كه نه از چيزى وجود يافته، و نه آنچه را كه هست، از چيزى آفريده است.
او قدرتى است كه با همين [صفت] از چيزها جدا مىشود و چيزها از او جدا مىشوند. نه او را صفتى است كه به آن دست يابند، و نه اندازهاى كه براى آن، مَثَل آورند. در كار توصيف او، آرايههاى زبانها ناكارآمدند، و گوناگونى صفات، در آنجا راه گم كرده، در مىمانند.
در عظمت ملكوتش راههاى عميق انديشه حيران مىگردند، و از نفوذ به دانشش، همه تفسيرها به دور مىمانند. بر غيبِ پوشيدهاش پردههاى ناپيدا افكنده است، و در مطالب دقيق، و [حتّى] در نزديكترين مراتب آن، بلندپروازىهاى خِردها، سرگشته است.
خجسته است خدايى كه انديشههاى بلند، به او نمىرسد، و ژرفكاوىهاى هوشمندانه، به او دست نمىيابد. برتر است آن كه نه براى او زمانى قابل شمارش، و نه عمرى دراز، و نه وصفى محدود است. پاكْساحت است آن كه نه سرآغازى به عنوان ابتدا دارد و نه سرانجامى به عنوان انتها، و نه آخرى كه نابود شود.
او منزّه است، آنسان كه خود، خويش را توصيف كرده است، وتوصيفكنندگان به توصيفش نمىرسند، و همه چيزها را به هنگام آفريدنشان محدود ساخته، تا آنها از شباهت به او متمايز گردند، و او از شباهت به آنها متمايز گردد.