دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٣٥ - باب هفتم مجموعه نامها و صفات
نمايد. او نابود كننده چيزها پس از وجودِ آنهاست، به گونهاى كه چيزهاى موجود، چون چيزهاى معدوم گردند.
نابودى دنيا پس از ايجاد آن، شگفتتر از ايجاد و اختراع آن نيست. چگونه شگفت باشد، در حالى كه اگر همه حيوانات زمين، از پرندگان تا چارپايان آن، چه آنان كه در اصطبل مىخورند و يا به صحرا مىچرند، از هر جنس و ريشه و اصل، و مردمان نادان يا زيرك، بر به وجود آوردن پشهاى گِرد آيند، هرگز توان آفريدن آن را نخواهند داشت، و راه ايجاد آن را هم نخواهند دانست، و خِردهاى آنان، در آگاهى به اين امور، حيران و سرگردان مىشود، و قوايشان ناتوان شده، پايان مىيابد، و سرافكنده و خوار بر مىگردند، آگاه به اين كه شكست خوردهاند و معترف به ناتوانى از آفريدن آن، و با يقين به عجز در نابود ساختن آن.
خداوند سبحان پس از نابودى دنيا، به تنهايىاش تنهايىاى كه در آن، هيچ چيز با او نيست بر مىگردد، و چنان كه پيش از آفرينش دنيا بود، پس از نابودى دنيا نيز چنان خواهد شد، بىوقت و بىمكان، بىلحظه و بىزمان. در اين هنگام، اجلها و زمانها نابود مىشوند و سالها و ساعتها از بين مىروند، و چيزى نباشد جز خداى تنها و چيرهاى كه بازگشت همه به سوى اوست.
آغازِ آفرينش چيزها، بدون قدرت آنها بود، و فنايشان [نيز] بدون سرپيچى آنها خواهد بود. اگر آنها توان سرپيچى داشتند، پايدار مىماندند.
ساختن چيزى از جهان براى او سخت نبود، و آفرينش هيچ يك از چيزهايى كه خلق كرده و پرداخته، برايش دشوار نبود. چيزها را نه براى تقويت پادشاهى و يا از بيم زوال و نقصان آفريد، و نه براى يارىجويى از آنها در برابر همتايى زيادهجو، و نه براى دورى جُستن از مخالفى مهاجم، و نه براى افزايش در مُلكش، و نه براى غلبه در نزاع زيادتطلبانه شريكى در شراكتش، و نه به خاطر تنهايىاش تا بخواهد با آن چيزها انس بگيرد.
آن گاه، او پس از ايجاد دنيا، آن را نابود مىكند، نه از روى خستگى در گرداندن و سامان دادن آن، و نه براى آن كه آسايشى به وى برسد، و بدون آن كه سنگينىاى